گزارش شبکه الجزیره
اهمیت مسلمانان سیاه پوست بریتانیا

در گزارشی که اخیرا درباره مسلمانان سیاه پوست بریتانیا منتشر کرده، جایگاه و تبعیض‌ها علیه آنها در جامعه بریتانیا که به دلیل رنگ پوستشان است مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )    در گزارش  با اشاره به تاریخ برده‌داری و تبعیض نژادی علیه سیاه‌پوستان، به این موضوع اشاره شده که اهمیت مسلمانان سیاه پوست بریتانیا که اغلب از نژاد آفریقایی یا کارائیبی هستند، اغلب از سوی سایر مسلمانان نیز نادیده گرفته می‌شود.

ایوب سلیمان دیالو نویسنده، متفکر و برده‌ستیز اهل سنگال که در قرن هجدهم می‌زیسته، در ۳۰ سالگی در گامبیا ربوده می‌شود و به عنوان برده به ایالات متحده امریکا فرستاده و در آنجا فروخته می‌شود

 

دو سال بعد وقتی به لندن منتقل می‌شود، به خاطر هوش و خرد بالایی که داشته از بند بردگی رها می‌شود. در پرتره‌ای که ویلیام هور چهره‌نگار مشهور انگلیسی از او کشیده، تصویرش نه به صورت یک برده که به شکل انسانی برابر و محترم با نگاهی مصمم و با اعتماد به نفس دیده می‌شود. کتاب کوچک قرمزی که به گردن او آویخته، قرآنی است که خودش آن را نوشته است. دیالو مسلمانی معتقد و با ایمان بود.

مسلمانان سیاه پوست، سال‌ها قبل از مهاجرت مسلمانان آسیای جنوبی در دهه ۶۰ میلادی که اکنون اکثریت جمعیت مسلمان بریتانیا را تشکیل می‌دهند، ساکن بریتانیا بودند. سیاه پوستان در طول تاریخ پیوندی ناگسستنی با اسلام داشته‌اند، اما نژادپرستی که در جامعه بریتانیا پدید آمد، باعث شد مرکزیت سیاه پوستان کم کم در طی قرون از بین برود.

مصطفی بریگز ۲۳ سال دارد و دانشجوی کارشناسی ارشد است. او برای دانشجویان دانشگاه‌های بریتانیا درباره سنت‌های متفکرانه سیاه‌پوستان که ریشه در اسلام دارد و تاریخ اسلام در غرب آفریقا سخنرانی و کارگاه‌هایی برگزار می‌کند.

او می‌گوید: بیش از هزاران سال، اسلام بخشی از تاریخ آفریقا بوده است. هاجر، همسر حضرت ابراهیم (ع) که زنی مصری بود، در جامعه امروز یک سیاه‌پوست در نظر گرفته می‌شود. مناسک و زیارت حج در اسلام با مشارکت و تلاش های یک زن سیاه پوست آفریقایی شکل گرفت. پیش از آنکه اسلام در عربستان یا هر یک از جوامع عرب پذیرفته شود، برای اولین بار در آفریقا مورد قبول و پیروی قرار گرفت. اولین زیارت مردم مسلمان آفریقا به حبشه بود. جایی که بتوانند آزادانه واجبات و فرائض دین اسلام را به جای آورند.

حبیب اکنده، یکی از نویسندگان و تاریخ‌نگاران برده‌ستیز اهل نیجریه و ساکن انگلستان در این خصوص گفته است: وقتی مسلمانان غیر سیاه پوست از مسلمانان سیاه پوست یاد می‌کنند، از برده‌هایی حرف می‌زنند که به شدت فقیر بودند و بعد از گرویدن به اسلام آبرو و احترام پیدا کردند. این دیدگاه، تمجیدی توهین آمیز است.

بِلال بن ریاح معروف به بِلال حبشی یک عرب سیاه پوست و از یاران حضرت محمد (ص) برده‌ای بود که آزاد شد و اولین موذن اسلام شد. خیلی از مردم نمی‌دانند که او حاکم سوریه شد. در نخستین جوامع اسلامی از او به عنوان یکی از مسلمانان مورد تمجید و احترام یاد می‌کردند و نامش را برای مبارزه با تبعیض نژادی علیه سیاه‌پوستان زنده نگه داشتند.

با این حال، اکنده معتقد است این که نام بلال همیشه در سایه‌ای از برده‌داری برده شده و او را با بردگی توأمان به یاد می‌آورند، مشکل ساز شده است. به اعتقاد او وقتی مردم از بلال حبشی یاد می‌کنند، از اینکه برده بود و بعد از گرویدن به اسلام به عزت و احترام بین مردم رسید، حرف می‌زنند. کسی نمی‌گوید او حاکم سوریه شد. درست است که برخی از سیاه‌پوستان را به عنوان برده خرید و فروش می‌کردند، اما سیاه پوستانی نیز بودند که پادشاه بودند؛ مانند نجاشی پادشاه حبشه که در زمان پیامبر اکرم (ص) به اسلام گروید.

بریگز می‌گوید به قدری داستان سیاه‌پوستان و تبعیض‌هایی که علیه آنها صورت گرفته یأس‌آور است که  او تصمیم دارد برای ماه بزرگداشت تاریخ سیاه‌پوستان که به افتخار سیاه‌پوستان بزرگی که نامشان در تاریخ ثبت شده در کشورهایی از جمله کانادا، آمریکا و انگلیس برگزار می‌شود، سلسله سخنرانی‌هایی را به نام «دوران بعد از بلال حبشی» ترتیب دهد.

اکنده معتقد است زنان مسلمان سیاه پوست نیز از این تبعیض‌ها بی بهره نمانده‌اند و گاهی در کتاب‌های تاریخی از آنها اسمی برده نمی‌شود. او می‌گوید: در داستان زندگی مالکوم ایکس اشاره‌ای به خواهرش اِلا کولینز نشده است. اِلا تاجری تحصیلکرده بود. نه تنها پیش از مالکوم به اسلام گروید بلکه هزینه سفر مالکوم به زیارت حج را نیز او پرداخت کرد. در بیشتر کتاب‌های تاریخی از زنان به عنوان مادر یا همسر فلانی نام برده می‌شود. مالکوم در زندگی نامه‌اش نوشته اِلا زنی بسیار قوی بود چون مردان آن زمان مردانی بسیار ضعیف بودند.

 

مالکوم ایکس شیوه تفکر خود را شبیه خواهرش می‌خواند. خواهرش بود که از سنین کم غرور و عزت را در او به عنوان یک سیاه پوست زنده کرد اما وقتی صحبت از کسانی می‌شود که بر زندگی مالکوم تأثیر گذاشتند، فقط نام الایجا محمد و امت اسلام را می‌شنوید.

تبعیض در دین اسلام جایز نیست و با اینکه همه معتقدند تبعیض ثمره استعمار است اما به نظر اکنده این بهانه‌ای بیش نیست چرا که تاریخ تبعیض نژادی در بین جوامع مسلمان غیر سیاه پوست به پیش از دوران استعمار برمی‌گردد.

بسیاری از مسلمانان غیر سیاه پوست باور دارند پیش از امپریالیسم غربی، تقابل با سیاه پوستان هرگز مطرح نبوده است. اما آنها فراموش کرده‌اند که صدها سال است که این مسئله وجود داشته است. در قرن نهم تعدادی از مسلمانانی که از مدینه به بغداد مهاجرت می‌کردند، مردم آفریقای شرقی را به بردگی گرفتند. به دلیل بدرفتاری ارباب‌های عرب با برده‌ها بزرگ‌ترین شورش خاورمیانه برپا شد. شورشی به اسم شورش صاحب‌الزنج که ۱۴ سال به طول انجامید.

در قرن دهم در خیلی از کشورهای مسلمان عرب زبان، کلمه «عبد» (به معنی برده) فقط برای اشاره به سیاه‌پوستان، بدون در نظر داشتن اینکه آیا اصلاً برده بودند یا خیر، مورد استفاده قرار گرفت. به سفیدپوستانی که برده می‌شدند، «مملوک» می‌گفتند و با اینکه هر دو برده بودند مملوک را برتر از عبد می‌دانستند.

جهان امروز

جوامع مسلمانان سیاه پوست بریتانیا، گروهی مستقل از مسلمانان آفریقا و تازه مسلمانان کارائیبی است که ۱۰,۱ درصد از جمعیت مسلمان بریتانیا را تشکیل می‌دهد.

منیره ویلیامز، زن مسلمان هنرمندی اهل بریتانیا است که اعتقاد دارد جوامع مسلمان غیرسیاه پوست معتقدند هر آنچه از فرهنگ سیاه پوست‌ها نشأت گرفته باشد، ذاتاً بد و شیطانی است.

بریگز نیز گفته است: در ماه بزرگداشت سیاه‌پوستان، هرگز مسلمانان سیاه‌پوست، جدا از رنگ پوستشان و فقط به خاطر دین‌شان با سایر مسلمانان برابر در نظر گرفته نشده‌اند. در این فرصت قصد دارم به جوامع آفریقایی-کارائیبی سفر کنم و به همراه آنها از مسلمانانی همچون مالکوم ایکس و محمد علی تقدیر کنم.

با خودم فکر کردم چرا جامعه اسلامی چنین کاری نمی‌کند یا حداقل در این چنین رویدادی مشارکت و همکاری ندارد؟ سیاه‌پوستانی که از آنها در این مراسم تقدیر می‌شود، مردمانی با ایمانی بوده‌اند که صدایشان همه جا شنیده می‌شود اما گویا همیشه نیمی از هویت آنها (یعنی رنگ پوست‌شان) کنار گذاشته شده است.

وقتی محمد علی کلی از دنیا رفت، همه گفتند او فراتر از نژاد و مذهب بود اما واقعیت این است که پیام اصلی او درباره نژاد بود. آنچه او را تا این حد مشهور کرد و باعث خصومت خیلی‌ها با او شد، این بود که درباره هویت خود به عنوان یک سیاه پوست و اینکه اسلام چگونه او را تغییر داد، بسیار منعطف بود و آن را تأیید می‌کرد.

 

مایکل مومیسا، استاد دانشگاه ترینیتی هال کمبریج باور دارد برخی از مسلمانان غیر سیاه پوست همان سنت‌های افراطی سیاه پوستان را که مالکوم ایکس و محمدعلی در آن سنت تربیت شده‌اند، به نوعی اصلاح یا آن را پاکسازی کرده‌اند.

وی گفت: چون مسلمانان غیرسیاه‌پوست بریتانیا سنت خردگرایانه افراطی علیه نژادپرستی ندارند، برای اینکه بتوانند با مشکلات نژادپرستانه‌ای که همچنان گریبان این جامعه را گرفته است، مقابله کنند مجبورند همان سنت خردگرایانه موجود در جامعه سیاه‌پوستان را اتخاذ کنند و آن را تا حد ممکن با جامعه خود تطبیق دهند. به این ترتیب، هم از سیاه پوستان مشهوری چون این دو نفر به عنوان نقطه ورود و دسترسی به فعالان سیاسی و اجتماعی بهره می‌برند و هم با افراطی‌گری‌های افرادی مانند این دو راحت نیستند.

مالکوم ایکس و محمدعلی جزئی جدایی ناپذیر از سنت افراطی سیاه‌پوستان هستند. سنتی که به اندازه یک قرن عمر دارد. قرار نیست چنین افرادی موعظه‌گران خوش‌صحبتی باشند که فقط دین اسلام را ترویج می‌کنند. چنین افرادی، مسلمانان سیاه پوستی هستند که عمر خود را وقف مبارزه با همان نژادپرستی ضد سیاه‌پوستی کرده‌اند که در بسیاری از جوامع مسلمان غیرسیاه پوست ریشه دوانده و اکنون در این جوامع دیده می‌شود.

بسیاری معتقدند اگر مساجد و جوامع اسلامی درباره مسائلی که مسلمانان سیاه‌پوست را تحت تأثیر قرار داده،  از جمله خشونت پلیس علیه سیاه‌پوستان، یا تجارت مدرن بردگان در لیبی، سکوت کنند، و تا زمانی که سازمان‌ها و موسسات اسلامی سیاه پوستان مسلمان را فقط برای مذاکرات و گفتگوهایی در خصوص مسائل نژادپرستانه دخیل کنند، نژادپرستی موجود در جوامعی مانند بریتانیا تداوم خواهد داشت.

ویلیامز معتقد است: باید نسلی داشته باشیم که جسارت کافی برای صحبت درباره نژادپرستی ضد سیاه پوستان را داشته باشند. اگر قرار باشد سیاه پوستان را برای صحبت درباره تجربیاتشان به عنوان یک سیاه پوست دعوت کنیم خود این کار نوعی تبعیض است و با این کار مردم سیاه پوست را بین مردم غیرسیاه پوست به عنوان انسان‌های برابر جلوه نداده‌ایم.

وی باور دارد: باید کسانی را از بین سیاه پوستان دعوت کنیم که درباره همه چیز برای مردم حرف بزنند، نه فقط مسائل مربوط به سیاه پوستان. مسائلی همچون مشکلات جوانان و تبعیض جنسیت نیز مهم است و سیاه پوستان نیز حق دارند و باید درباره آن صحبت کنند و نظر بدهند. تا وقتی در جامعه بریتانیا، سیاه پوستان یکی از مردم عادی به شمار نروند، مشکل تبعیض حل نخواهد شد وآنها همچنان در بین سایر مسلمانان کم‌اهمیت خواهند ماند.

منبع: ایکنا

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: