سبک زندگی اسلامی
عوامل ایجاد آرامش برای انسان از نظر اسلام

در این روزهای بی آرامش، در این روزهای پر از سر و صدا، در این روزهای خشونت و ناسزاگویی و درگیری تصادف، حرف‌های بی‌انتها، انسان در هر جایی که باشد نیاز به آرامش دارد اما این آرامش را از کجا باید کسب کرد.

،به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  در این روز های بی آرامش، در این روز های پر از سرو صدا، در این روز های خشونت، درگیری تصادف، حرف های بی انتها، انسان در هر جایی که باشد نیاز به آرامش دارد ، آرامشی که توام با آسودگی خاطر و دوری از نگرانی و اضطراب؛ این آرامش هدیه ای است از طرف خدای متعال که در آیه « الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» جمع شده اند (الرعد – ۲۸) 
ترجمه: آنها کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏کند.

به آن اشاره کرده است.

در ادامه عوامل ایجاد آرامش برای انسان از نظر اسلام گرد آوری شده که انشاء الله مورد رضایت خدا، و شما خواننده عزیز قرار بگیرد.

از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقتی و دست یافتنی است. در متون دینی ما راه های به دست آوردن آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است. اگر انسان خودرا به واقع در محضر(خدای هستی بخش)ببیند با بهره جویی از کلام وحی وسخن بزرگان دین به آرامشی که آرزوی هر انسانی است دست پیدا خواهد کرد .حالا به این آیات که در تعالی روح انسانی ما نقش دارد و ما را به وادی اولیای خدا که همانا (ان اولیاء الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون) هدایت می کند دل بسپارید به امید آنکه عامل به فرامین کلام وحی باشیم و آرامش رابه خود و خانواده مان هدیه دهیم.

عوامل پیدایش و ایجاد آرامش:

قرآن و روایات عوامل متعددی را برای آرامش بیان نموده اند که به تعدادی از آنها در ذیل اشاره می کنیم:

۱) ذکر و یاد خدا: انسان، بى‏نهایت طلب است و کمال مطلق مى‏خواهد ولى چون هر چیزى غیر از خداوند محدود است و وجود عارضى دارد، دل را آرام نمى‏گرداند. نماز، ذکر الهى مایه آرامش است. «وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی» (الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) سوره الرعد: آیه ۲۸

(هدایت شدگان) کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام مى‏گیرد.

از طرفی قرآن مجید، زندگی توأم با اضطراب و رنج را نتیجه بی ایمانی و نداشتن پناهگاه معنوی می داند و می فرماید: هر کس از یاد خدا غفلت ورزد و اعراض کند، زندگی او تنگ و تاریک خواهد بود.

کسى که از یاد خدا غافل است، آرامش ندارد و زندگى بدون آرامش زندگى نکبت بارى است.

« وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى »

۲) ایمان و ذکر و یاد خدا: به تمام پریشانی هایی که بر اثر دل باختگی در برابر تعلقات مادی پدید می آید، پایان می دهد.

۳) علم و آگاهى: دستیابى به اطمینان و آرامش مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ویژه‏اى دارد کسى که مى‏داند ذرّه‏ی مثقالى از کارش حساب دارد، «مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ»

نسبت به تلاش و فعّالیّتش دلگرم است.

۴) لطف و رحمت الهى: کسى که مى‏داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفریده شده، «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ» امیدوار است.

۵) خدا درکمین ستمگران: کسى که مى‏داند خداوند در کمین ستمگران است وحق کسی ضایع نمی شود، «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» آرامش دارد.

۶) خدای حکیم و علیم :کسى که مى‏داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودى را بیهوده خلق نکرده است «عَلِیمٌ حَکِیمٌ» خوش‏بین است.

۷) عاقبت بخیری: کسى که مى‏داند باعمل صالح راهش روشن و آینده‏اش بهتر از گذشته است، «وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏» قلبش مطمئن است.

۸) انتخاب رهبری معصوم: کسى که مى‏داند امام و رهبرش انسانى کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» با آرامش دست دردست او می دهد .

پاداش اعمال :کسى که مى‏داند کارِ نیک او از ده تا هفتصد بلکه تا بى‏نهایت برابر پاداش دارد ولى کار زشت

او یک لغزش به حساب مى‏آید دلخوش است. «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ» کسى که مى‏داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» به کار نیکش دلگرم مى‏شود.

۹) ستارالعیوبی خدا: کسى که مى‏داند کار خیرش آشکار و کار شرّش پنهان مى‏ماند، «یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح» شاد است.

۱۰) آمادگی روحی: معمولاً حوادث ناگوار و غیره منتظره تأثیر زیادی در دوران زندگی آدمی می گذارد.

در صورتی که اگر حادثه ای مترتب باشد، نگرانی کاهش می یابد. توجه به این اصل که ناکامی ها با زندگی انسان از آغاز عجین شده و دنیا پیوسته فراز و نشیب دارد، انسان را برای تحمل شداید، شجاع می کند و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم می سازد و به او آرامش خاطر می بخشد.

( امام علی(ع) می فرماید: دنیا سرایی است که بلا و مصیبت آن را احاطه نموده و به مکر و فریب شناخته شده است. حالاتش ناپایدار است و کسانی که در این منزلگاه فرود می آیند، از آفاتش به سلامت نخواهند ماند).

۱۱) صبر: یکی از عوامل آرام بخش، استفاده از نیروی بزرگ صبر در برابر مشکلات زندگی است.

امام علی(ع) می فرماید: ضربات خرد کننده نگرانی را با صبر و تحمل در هم شکن. خویشتن را به صبر عادت ده که خصلت نیکویی است و نگرانی و ترس و حوادث دنیا را به وسیله آن بر خود هموار ساز.

حاج اسماعیل دولابی (ره) درباره رسیدن به آرامش می گوید:

اگر یک شخص غنی که به او اطمینان و اعتماد داری، به تو بگوید نگران نباش و غصّه ی بدهی هایت را نخور، خیالت راحت باشد، من هستم؛ ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت می شوی!

خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است: ألَیسَ اللهُ بِِکافٍ عَبدَهُ، آیا خداوند برای کفایت امور بنده اش بس نیست؟ یعنی ای بنده ی من، برای همه ی کسری و کمبودهای دنیوی و اخروی ات من هستم. این سخن خدا چقدر انسان را راحت می کند و به او آرامش می بخشد؟؟ لذاست که فرمود: ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ، دل ها با یاد خدا آرامش می یابد.

۱۲) تغافل: یکی از اصول اخلاقی که نقش بسزایی در آرامش روان و رفع اضطراب دارد، تغافل است. تغافل به معنای نادیده گرفتن بعضی از امور ناچیز و بی ارزش است که چه بسا اعتنای به آن ها منشأ مشکلات روحی می شود. حتی روان شناسان به این اصل توجه کرده و از آن به عنوان واپس زدگی یاد نموده اند.

در همین رابطه دیل کارنگی(یک نویسنده و سخنران آمریکایی توسعه دهنده درسهایی در زمینه پیشرفت شخصی) می گوید: ما صاحب آن خُلق سلیم و روح ملکوتی نیستیم که بتوانیم دشمن خود را دوست بداریم، ولی برای خاطر سلامت و خوشی خود باید آن ها را ببخشیم و فراموششان کنیم. کنفوسیوس(کُنفُوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستان زندگی می‌کرد) می‌گوید: اگر کسی بدی بکند یا مال شما را برباید، اهمیتی ندارد، بلکه فراموش نکردن و دائماً به خاطر آوردن آن است که شما را ناراحت می کند.

اسلام چهارده قرن پیش به این اصل مهم توجه داشته و بر آن تأکید ورزیده است.

لذا امام صادق(ع) می فرماید: صلاح زندگی و آمیزش با مردم محتوای پیمانه پُری است که دو سوّمش فهم و یک سوّمش تغافل است.

۱۳) نسبت سنجی: از جمله اموری که در تسکین نگرانی مؤثر است، توجه به افراد زیر دست و مصیبت دیده می باشد. در همین رابطه امام صادق(ع) می فرماید: همواره به فروتر از خود نظر کن تا قدر نعمتهای الهی را بدانی و شکر گزار او باشی و شایسته افزایش نعمت گردی و به عطایش قرار و آرام یابی.

۱۴) واقع بینی: این موضوع واقعا در بین مردم زیاد است که هرحرفی یا کاری را به خود تلقین کنیم آن کار به طور قطع به سمت ما می آید. در یک بررسی از علل نگرانی ها گفته شده است:چهل درصد مصیبت هایی است که هرگز پیش نخواهد آمد؛ سی درصد مربوط به غم های گذشته و آینده است که غمگساری همه جهانیان تغییری در آن ها نخواهد داد؛ دوازده درصد هراس بی اساس برای از دست دادن سلامتی است؛ ده درصد موضوعهای جزئی و بی اهمیت است و هشت درصد ممکن است واقعاً مایه تشویش و اضطراب باشد. پس از آن چه ما معمولاً بیش از همه می ترسیم، در واقع به ندرت پیش خواهد آمد.

و چه خوش گفت سعدی:

«سعدیا ، دی رفت و فردا هم چنان معلوم نیست— در میان این و آن فرصت شمار امروز را»

برای غلبه بر نگرانی باید درهای دیروز و فردا را به روی خویش ببندیم و به وظیفه امروز بیندیشیم و تدبیر را جانشین بیم از آینده کنیم.

در ادامه ده نکته کاربردی از برخی از تکنیک های روانشناختی را گردآوری کرده ایم تا شما با خواندن آن شادی و آرامش را در زندگیتان به وجود بیاورید.

راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصل خیز است که دانه های “خواست و نیاز” در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند که آرامش جان و قلب است، بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب کنید. انسان همان است که به آن توجه می کند، پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید. هرچه ارتباط شما با خدا، “آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی” بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: “اگر مرا یاری کنید، شما را یاری می کنم و قدم هایتان را استوار می گردانم.” یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. “یار خدا بودن” در واقع همان “یاری کردن به خود” است.

راز دوم: مثبت فکر کنید

هر فکر، صورتی از انرژی است که در جهت نیکی یا بدی خود تولید می کنیم. با اندیشیدن به افکار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می کنیم و آفتاب سرور را هر جا که رویم، می تابانیم. یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می کند. به خاطر داشته باشید که عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افکار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می کند آنچه را که می خواهیم، به ما هدیه کند. راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.

راز سوم: قضاوت خود را به تأخیر بیندازید

در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی که روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که سبب تکامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید متوجه نشوید. زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تکامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد. “ساقی هر چه ریزد از لطف اوست.”

راز چهارم: بر آرامش درونی تمرکز کنید

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشکل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید. این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید. از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می کند: “هرجا می توانید خوبی کنید، در هرچه می توانید، به هرشکل که می توانید، هر وقت که می توانید، به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که می توانید.” نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.

راز پنجم: از آنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر که ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شکل بدهد، ولی این کار را نمی کند. فقط جوهره وجودمان است که با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شکسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم که زندگی ام را می سازم و… هر کدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با کمک کردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تکامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگی ما به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… بیداری به زمان، مکان و خلاصه در یک کلام “بیداری الهی“!

راز ششم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آن ها اجتناب کنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور، افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید. زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیکی کنید. با آنان با صدای بلند صحبت نکنید. “بتی. جی. ایدی” می گوید: “زمانی که شما به درگاه خداوند دعا می کنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند. ولی در میان این شعاع های نورانی یکی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می کنند. این پرتو قدرتمند و خیره کننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.” چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین کنید، زیرا که مهر و نیکی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.

راز هفتم: دید جدیدی پیدا کنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و کلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد. اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه کنید، در آن چیزهای باشکوه و زیبایی خواهید دید. سعی کنید همه چیز و همه کس را با چشم های تازه ای ببینید که از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه کنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: “تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من.”

راز هشتم: صفت های مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر و بحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می کنید، کسی که از این همه نیروهای منفی عذاب می کشد، خودتان هستید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی که وضو می گیرید، الکتریسیته های ساکن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای که در روی کره زمین امواج آلفا دارد، کعبه است. زمانی که شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می کند، امواجی را دریافت می کنید که باعث آرامش شما می شوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یک وان حمام، پر از آب و نمک، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون کفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.

راز نهم: حس ها را از همدیگر، جدا کنید

اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آن ها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و … مثلاً: زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید و از این که باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمرکز کنید. وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از بابت هر کدام لذت ببرید.

راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید

اشیاء درون خانه تان را لمس کنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی کنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را که این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟ لباسهایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری که آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید. زیرا که هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر کهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را که مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید.

 از حجت الاسلام ماندگاری درخواست کردیم درباره آرامش حکایتی بفرمایند که در ذیل آمده است:

حکایت ما حکایت آن آیه قرآن است که می فرماید: «نومن ببعض و نکفر ببعض». و به قول حکایت های فارسی، از اینجا رانده و از آنجا مانده‌ایم. نه رومی روم بودیم و نه زنگی زنگ. علت پیدایش این مشکل این است که ترکیبی و مخلوطی شدیم از سبک زندگی غربی و سبک زندگی اسلامی. نمازهای مان اسلامی است، مسجد می رویم، خمس می دهیم و زکات می دهیم، اما عروسی های مان اسلامی نیست، بازار و اقتصادمان اسلامی نیست. در نتیجه نه بهره سبک زندگی غربی را می بریم، چرا که مسلمانیم، و نه بهره سبک زندگی اسلامی را؛ چرا که مقلدِ غرب هستیم. ما باید خودمان باشیم. حتی اعتقاد دارم با سبک زندگی اسلامی، ان‌شاء‌الله می توانیم در صورت عملکرد صحیح، بهترین الگوی سبک زندگی برای اروپائیان و آمریکا و غرب باشیم. آنهایی که اهل دقت و فهم هستند می گویند این زندگی زندگی زیباتری هست، چرا که سبک زندگی اسلامی ضمن اینکه به آسایش فکر می کند، (تاکید می کنم که سبک زندگی اسلامی به آسایش هم نظر دارد) ولی آرامش از آسایش برایش مهم تر است. برای سبک زندگی غربی، آسایش از آرامش مهم تر است. لذا بحران اصلی آنها بحران آرامش است و بحران معنویت. الحمدالله رب العالمین آرامش ما خیلی بهتر از آنهاست.

و در آخر حسن ختام این گزارش را با سخنان معصومین مزین می کنیم تا روشنی بخش ما دراین هیاهوی جهان مادی باشد.

– قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم:

«لَیْسَ الْبِرُّ فِی حُسْنِ اللِّباسِ وَ الزِّیِّ وَ لَکِنَّ الْبِرَّ فِی السَّکِینَهِ وَ الْوَقَارِ؛) نیکویى در زیبایى لباس و زندگى نیست؛ بلکه نیکویى در آرامش خاطر و وقار است.»

– قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم:

«اِنَّ… أَحْسَنَ زینَهِ الرَّجُلِ السَّکینَهُ مَعَ الْایمانِ؛() همانا… نیکوترین زیبایى فرد، آرامش خاطر به همراه ایمان است.»

الگوى راستین آرامش خاطر

روزى عربى بادیه نشین با شترش به مدینه آمد و مدعى شد که حاضر است با پیامبرصلى الله علیه وآله مسابقه شتردوانى بدهد. شورى در میان اصحاب افتاد و همگى یقین کردند که شتر چابک رسول خداصلى الله علیه وآله در مسابقه پیروز خواهد شد. پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به همراه رقیب خود و حاضران به میدان مسابقه رفتند. هیجان عجیبى در بین مردم افتاده بود. مسابقه آغاز شد؛ ولى برخلاف انتظار اصحاب، شتر پیامبرصلى الله علیه وآله عقب ماند و در رقابت شکست خورد. آن دسته از اصحاب که درباره شتر پیامبر صلى الله علیه وآله باور ویژه اى پیدا کرده بودند، از این پیشامد بسیار ناراحت شدند و چهره هایشان درهم کشیده شد. پس از انجام مسابقه، پیامبرصلى الله علیه وآله متوجه ناراحتى آنان گردید و به آنان فرمود: «این موضوع ناراحتى ندارد. شتر من چون از دیگر شتران جلو مى افتاد، به خود بالید و مغرور شد و این سبب شکست او گردید.» آن حضرت حتى براى لحظه اى هم آرامش خود را به موجب شکست بر هم نزد؛ در حالى که اصحاب ایشان از این پیشامد نگران شدند.

آرامش توأم با تسلیم

خانه امام باقر علیه السلام مملوّ از جمعیت بود و شیعیان براى دیدار با امام نزد ایشان آمده بودند. صداى گریه برخى از افراد خانواده امام، حاضران را بر آن داشت که بدانند چه اتفاقى افتاده است. پس از مدتى متوجه شدند که یکى از فرزندان امام باقرعلیه السلام به شدت بیمار و در بستر آرمیده است. این موضوع سبب نگرانى خانواده امام شده بود. امام مقدارى از مهمانان خود پذیرایى کرد و پیش آنها نشست. دیرى نگذشت که صداى شیون زنان و کودکان از اندرونى خانه امام به گوش رسید و همه فهمیدند که کودک از دنیا رفته است. امام علیه السلام از جایش برخاست و به اتاق درونى رفت و پس از اندکى با چهره اى گشاده بازگشت و دوباره پیش مهمانان خود نشست. یکى از آنان از امام اجازه گرفت تا سؤالى مطرح کند.

او از امام علیه السلام پرسید: هنگامى که ما صداى شیون و گریه شنیدیم، با خود انگاشتیم که حتماً براى شما از این مصیبت، اندوه و تشویشى زیاد حاصل مى شود؛ اما اکنون شما را با چهره اى گشاده مى بینیم. ما ترسیدیم براى شما اتفاقى بیفتد؛ ولى اکنون شما را گونه اى دیگر یافتیم.

امام باقرعلیه السلام با چهره اى آرام و قلبى مطمئن فرمود: «إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِیمَنْ نُحِبُّ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِیمَا یُحِبُّ؛) به درستى که ما نیز مى خواهیم آنکه دوستش داریم (فرزندمان)، در سلامت باشد؛ ولى وقتى که [خواست و] امر خدا [در مورد ما] نازل شد، به آنچه او دوست مى دارد، تسلیم مى شویم.»

همان گونه که ملاحظه کردید در آیات و روایات و متون دینى ما از آرامش با تعبیر «سکینه» و «اطمینان» یاد شده است. آرامش و اطمینان قلبى هدیه اى آسمانى است که خدا آن را به مؤمنان ارزانى مى دارد.

امید است با خواندن این مطالب و عمل کردن به آنها ذره ای از روزمرگی زندگی پر تنش شهری رهایی پیدا کیند و یاد خدا شما را به آرامش واقعی نزدیک کند

منبع: مشرق

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: