علم در تمدن اسلامی
کشاورزی و آبیاری در تمدن اسلامی

اوضاع اقلیمی جهان اسلامی مسئله آب را چنان در مرکز توجه و اهتمام کشاورزی قرار داده است که برای کشاورز غربی که همیشه آب را عملاً به مقدار فراوان در دسترس دارد قابل تصور نیست. هوش بشری چنان در مسئله آبیاری به کار افتاده که این علم یا فن به صورت یکی از پیشرفته ترین فنون در تمدن اسلامی درآمده است.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) پیاده سازی -زینب پیر عباسی گروه تحقیقات (انجمن شهید ادواردو انیلی) کشاورزی و آبیاری در تمدن اسلامی

کشاورزی و آبیاری

کشاورزی نه تنها با فقه اسلامی تضمین شده، بلکه به عنوان یک کار دیگر دینی مورد تشویق قرار گرفته است. اقدام به کشاورزی که در زبان عربی فلاحت یا زراعت خوانده می شود، توسط شریعت توصیه شده، و بسیار کسان از اولیا و دانشمندان دینی به آن می پرداختند. از جمله حضرت علی بن ابی طالب (ع) که به داشتن علاقه شدید به کاشتن درخت معروف است.

آبیاری

اوضاع اقلیمی جهان اسلامی مسئله آب را چنان در مرکز توجه و اهتمام کشاورزی قرار داده است که برای کشاورز غربی که همیشه آب را عملاً به مقدار فراوان در دسترس دارد قابل تصور نیست. هوش بشری چنان در مسئله آبیاری به کار افتاده که این علم یا فن به صورت یکی از پیشرفته ترین فنون در تمدن اسلامی درآمده است.

در هر بخش از جهان اسلام مسلمانان راه و رسم های آبیاری موجود را به میراث مالک شدند که بعضی از آنها را به صورت قدیم خود نگاه داشتند و بعضی را تغییر دادند و به صورتی بهتر درآوردند و یا راه و روش های موجود را توسعه دادند یا تجربه های بدست آمده در تمدن های گوناگون را در هم آمیختند.

در مصر وارث نتایج تجربی آبیاری چند هزار ساله شدند که نه تنها آنها را تاکنون نگاه داشته اند، بلکه با اندازه گیری مقدار بالا بودن آب نیل و مسائل دیگر وابسته به آن در روش های کهنه بهبود هایی فراهم آوردند. از زمان مامون خلیفه عباسی در کنار نیل، نیل سنجی نصب شده بود. متوکل عباسی آن را ترمیم کرد و چندین بار دیگر مورد ترمیم قرار گرفت. تا امروز کار می کند و یادآور علاقه ای ایست که دانشمندان و مهندسان مسلمان مصری در اوضاع خاص مصر به عمل آبیاری داشته اند.

در اغلب نواحی دیگر دارالاسلام شبکه های رودی بزرگی چون رود نیل وجود ندارد، و مسئله آبیاری قبل از هر چیز به ساختن مخازنی برای نگاهداری آب مربوط می شد و چندان به برآمدن و فروریختن سطح آب رودخانه بستگی نداشته است. یکی از راههای ساختن مخازن آب بستن سدهایی در مقابل رودخانه های کوچک بوده است. بیشتر این سدها را از خاک و پاره سنگ ساخته اند. و با این وجود چنان نیرومند بوده است که با گذشت قرن ها هنوز بعضی از آنها بر جای مانده است. بعضی دیگر را با سنگ یا ملات و غالباً همراه با کارهای ساختمانی انجام می داده اند و مخازن آب صورت آب انبارهای دست ساخت پیدا می کرد. از این گونه مخازن آب را می توان در شمال افریقا مشاهده کرد، همچنین آب انبار نزدیک قیروان تونس که هنوز برجای است. به همین گونه مخزنی که آب شهر مراکش را تامین می کند نمونه ای عالی از هنر ساختن مخازن آب سنتی است. بدان صورت که در سراسر قرون تاریخ اسلامی وجود داشته است.

ساختن مخازن آب البته همراه با ساختن آبراهه هایی بوده است که آب را به شهرها و روستاها، هم برای مصارف خانگی و هم برای کشاورزی، می رسانده است. آبراهه ها در سراسر جهان اسلامی برای دسترس یافتن به آبهای مخازن و رودها و چشمه ها ساخته می شده است.

مسئله دیگری که مسلمانان همچون پیشینیان خود با آن سر و کار داشتند بیرون آوردن آبهای نهفته در زیر زمین و در دسترس قرار دادن آنها برای مصارف شهری و روستایی بود. در ایالت بیزانسی قدیم سوریه مسلمانان در به کار بردن ناعوره که تا امروز هم در شهرهایی چون حماه رایج است و با آن آب رود عاصی را بالا می کشند، مهارت کامل پیدا کردند. در متصرفات سابق ساسانیان از استعمال دولاب برای بالا کشیدن آب چاه آگاهی حاصل کردند. کار کردن با دولاب را کاملتر کردن و سپس آن را در هندوستان نیز رایج کردند که در دوره امپراطوران مغول به اندازه ایران در آن سرزمین نیز رواج داشت.

مسلمانان در کندن چاه نیز به سرعت استاد شدند و در این مورد هم از نتایج تجربه های هزاران ساله مناطقی در ایران بهره گرفتند که در آنها بدون وجود چاه زندگی غیر ممکن بود. آنچه در این مورد اهمیت خاص دارد قنات است که اختراع قدیم ایرانی است و از سوریه تا افغانستان شبکه های آن بیشتر دیده می شود و علی رغم حفر چاه های عمیق و استفاده از نیروی برقی برای بالا کشیدن آب که در دهه های گذشته همگانی شده، هنوز تعداد زیادی از این قنات های دایر در ایران و افغانستان در کار است و دیده می شود. بی مبالغه ساختن قنات یکی از شاهکارهای معماری و مهندسی در ایران سنتی اسلامی بوده است (رجوع کنید به مقاله قنات در دایره المعارف اسلام قدیم و جدید. نیز ا. سمیت، ماهی سفید کور در ایران، لندن ۱۹۵۳ [A. Smith, Blind White Fish in Persia] که در آن از اقسام ماهی هایی که در قنات ها زندگی می کنند بحث شده است). ایرانیان آب را مهریه حضرت زهرا دختر پیامبر اکرم تصور می کنند. ساختن قنات را موهبتی الاهی و مقدس می شمردند و با اجرای اعمال دینی همراه می کردند.

علاوه بر این، در دوره اسلامی همه روش های شناخته شده محاسبه ریاضی و مهندسی در خدمت این فن گذاشته شده بود که به وسیله آن آب از مجرایی زیرزمینی از دل کوه ها به شهرهای نزدیک بیابان می رسید که از منابع اب محروم بودند. کندن قنات و یافتن امتداد درست آن در عمق بیست متری و بیشتر در زیر زمین و کشیدن بستر آن با شیب متناسب و لارویی و مرمت کردن آن که گاه در کیلومترها ادامه پیدا می کند و بلاخره یافتن محل حفرکردن مادر چاه به صورتی که قنات از آبدهی نیفتد، کارهای ساده ای نیست. این مطلبی است که با مطالعه کتاب کَرَجی ریاضیدان بزرگ که در این موضوع نوشته تا حدی دستگیر می شود (رجوع کنید به اِنباط المیاه الخفّیه تالیف کرجی. کرجی در این کتاب نه تنها از کاربرد جبر و هندسه در آبشناسی سخن گفته، بلکه از آلاتی که مقّنیان برای ساختن قنات به کار می برده اند نیز بحث کرده است. پیش از وی خوارزمی از ارتباط میان جبر و آبشناسی سخن گفته بود، ولی بخش خاصی را به این موضوع مخصوص نکرده بود).

هر کس در ایران و افغانستان سفر کرده باشد، لابد متوجه کار عظیم حفر صدها و بلکه هزارها چاه قنات شده است که در فاصله های چند متری از یکدیگر کند شده اند و از مجرای زیرزمینی به یکدیگر پیوسته اند و معمولاً داخل قنات ها را در جاهایی که خاک سست است و احتمال ریزش خاک و بسته شدن مجرا می رود با قرار دادن قطعات سفالی بیضی شکل بزرگ به دنبال یکدیگر چنان می کنند که جریان آب پیوسته باشد و گل و لای دیرتر سبب بسته شدن مجرا و بند آمدن آب شود. بعضی از قنات ها دهها کیلومتر طول دارد و گاه از زیر بیابان های وسیع می گذرد تا آب مایه زندگی را از سرچشمه های آن در کوهستان های بلند به زمین های پست برساند.

البته همه دهکده ها و شهرهای اسلامی آب خود را از قنات تامین نمی کنند. بعضی از آنها از برکت رودخانه برخوردارند. در این صورت مسئله آبیاری به آن باز می گردد که طرح های سودمند و روش های کارآمدی برای تقسیم آب فراهم شود و چنان باشد که آب مورد نظر به همه زمین های کشاورزی برسد و نیازمندی مردمان شهرها را نیز جوابگو باشد. شبکه آبرسانی شهر بغداد که اکنون وجود ندارد، ولی توصیف آن در منابع متعدد قرون وسطی آمده،‌ نمونه ای عالی از روشی است که برای حل این مسئله در مورد شهر نزدیک به دو رود بزرگ طرح ریزی شده بوده است. نیز در رساله هایی در دست است که مستقیماً به توزیع آب در شهرهای سنتی دیگر اسلامی مربوط می شود و نشان می دهد که در هر یک از آنها چه راه هایی برای حل این مسئله مهم در نظر گرفته شده بوده است (مثلاً رجوع کنید به رساله طریق قسمت آب قُلب، تالیف قاسم بن یوسف ابونصری هروی، چاپ مایل هروی، تهران ۱۳۴۷ هجری شمسی که از تقسیم آب در داخل و پیرامون هرات بحث کرده است).

 

کشاورزی

تایید دینی کشاورزی بنابر قرآن و حدیث همراه با تنوع اوضاع اقلیمی و جغرافیایی دارالاسلام و تجربه وسیع هزاران ساله که به میراث مسلمانان رسید، از همان آغاز آنان را بر آن داشت که فعالیت کشاورزی را شدیدتر و بهتر کنند. بسیاری از نباتات از محلی به محلّ دیگر برده شد و با پیوند زدن و کارهای نظیر آن بهتر شد. علاوه بر این، خصوصیت دینی این گونه فعالیت که از زمان های قدیم وجود داشت، در متنهای کشاورزی قدیم عربی انعکاس یافت. گسترش فرآورده هایی همچون قهوه و پرتغال اشبیلیه و پنبه و نیشکر و انواع خربزه و هندوانه و هلو و کنگر فرنگی و نظایر اینها، نه تنها از محلی به محل دیگر بلکه به اروپا و سرانجام به امریکا دلیل بر نفوذ جهانی فعالیت کشاورزی مسلمانان بوده است. در سرزمین هایی همچون اندلس مسلمانان روش کشاورزی را دگرگون کردند و درختان تازه ای به آن سرزمین بردند که نه تنها باغ اسپانیایی از آن نتیجه شد که در نهایت امر به باغ ایرانی می رسد، بلکه اسلوب تهیه مواد غذایی را در این ناحیه به کلی تغییر دادند.

با آنکه در بعضی از بخش های جهان اسلام زمین داری به مقیاس وسیع وجود داشت، نظامی شبیه به تیولداری در اروپای قرون وسطی دیده نمی شد، و بنابراین نمی توان اصطلاح فئودالیسم را در مورد جهان اسلام به کار برد (درباره زمین داری در ایران رجوع کنید به اثر معتبر ا. ک. لتمن، مالک و زارع در ایران، لندن ۱۹۵۳ [A. k. Landlord and peasant in Persia]).

مقدار زیادی از مهارت های فنی به صورت فناوری های ساده ولی کارآمد با کشاورزی سنتی همراه بود. مثلاً دولابهای کوچکی که با نیروی حیوانی کار می کرد و آسیاب های گوناگونی که با نیروی آب یا باد به کار می افتاد، توسعه و تکامل پیدا کرده بود. منشاء آسیاب های بادی به ایران باز می گردد. به همین ترتیب در درو کردن محصول و کوفتن خرمن و تهیه فرآورده های دیگر از ماشین های ساده ای استفاده می شد که غالباً با نیروی حیوانی به کار می افتاد و در آنها نهایت درجه صرفه جویی مراعات شده بود. بعضی از این روش ها، علی رغم ماشینی شدن روز افزون کشاورزی، تاکنون باقی مانده است.

شاخه ای از کشاورزی که مورد توجه خاص قرار داشت پرورش درختان میوه بود. تا امروز میوه در خوراک روزانه مسلمانان نقشی بسیار بزرگتر از آنکه در مغرب زمین دارد داشته است. میوه ها همچنین اثر پزشکی شایان توجه دارند. به همین جهت کوشش تمام می شد تا از طریق پیوند زدن و فراهم آوردن انواع جدید درختان میوه از راه های گوناگون کیفیت آنها را بهبود بخشند.

دامداری از کشاورزی انفکاک ناپذیر بوده است. در واقع قسمت عمده ای از فرآورده های مورد مصرف روزانه و پشم به وسیله صحرانشینان فراهم می شد. ولی جانوران اهلی که در مزرعه نگاهداری می شدند، جزئی از جریان حیاتی کشاورزی به شمار می رفتند. همان کسان که به کار کشاورزی می پرداختند و زمین را می کشتند و می درویدند،‌ از این جانوران نیز نگاهداری می کردند. برخلاف کشاورزی نوین، در جهان اسلام این دو نوع فعالیت پیوسته با گونه واحدی از زندگی پیوستگی داشت.

رساله های اسلامی درباره کشاورزی

مسلمانان در کشاورزی همچون در دیگر دانش ها، علاوه بر آنکه وارث راه و رسم ها و مهارتها و سنتهای شفاهی اسلاف خود بودند، آثار مکتوب گذشتگان را نیز به میراث در تصرف داشتند.

به احتمال قوی نخستین مولفی که به زبان عربی درباره کشاورزی نوشته بود، یوحّنّا بن ماسویه پزشک مشهور است که کتاب الازمنه وی به کشاورزی اختصاص دارد (رجوع کنید به ژ. تروبو، «کتاب ازمنه یوحنّا بن ماسویه» در آرابیکا، جلد ۱۵، ۱۹۶۸، ص ۱۴۲-۱۱۳ [G. Troupeau, Le livre des temps de jean Ibn Masawayh, Arabica, vol, 15, 1968, pp. 113-142]). شاگرد وی حنین بن اسحاق نیز رساله ای در کشاورزی تالیف کرد. علاوه بر این در مجموعه جابری نیز چندین رساله مخصوصِ جنبه های گوناگون کشاورزی است که معمولاً با مطالبی مربوط به کیمیاگری و علوم خفیه دیگر در هم آمیخته است (درباره تاریخ کشاورزی اسلامی رجوع کنید به اولمان، علوم طبیعی و خفیّه در اسلام، ص ۴۳۹ به بعد؛ نیز مقاله فلاحت نوشته مصطفی الشّهابی و دیگران در دایره المعارف اسلام).

در اوایل قرن چهارم/دهم کتابی اسرار آمیز و در عین حال صاحب نفوذ توسط احمد بن ابی بکر بن وحشیّه به نام الفلاحیه النّبطیّه، تالیف شد. گفته اند این کتاب را ابن وحشیّه در ۲۹۱/۹۰۴ از زبان نَبَطی ترجمه کرد و شاگردش احمد به زَیّات آن را در ۳۱۸/۹۳۰ تدوین و تحریر کرد. در مورد منبع این کتاب شک و تردیدهایی وجود دارد ولی در این شک نیست که فلاحت ابن وحشیّه خلاصه ای از مقدار فراوانی اطلاعات کشاورزی است مشتمل بر بعد دینی فعالیت کشاورزی بدان صورت که در بین النهرین و سوریه پیش از اسلام مورد نظر بوده و در دوره اسلام نیز این نظر ادامه یافته است. به این دلیل و نیز به علت انتشار وسیع آن، کتاب فلاحت بنطی ابن وحشیّه منبع مهمی برای تحقیق در کشاورزی است، و منبع اطلاعات مولف آن هر چه بوده باشد از این اهمیت چیزی نمی کاهد (چون نولد که سخت به صحت این اثر حمله برده و حتی درباره مولف آن شک کرده بود، تا مدتی توجه به آثار دیگر ابن وحشیّه ترک شد. ولی به تازگی ت. فهد در بسیاری از نوشته هایش بحث در این باره را تجدید کرده است. مخصوصاً رجوع کنید به مقاله اش «بازگشت به ابن وحشیّه» در آرابیکا، جلد ۱۶، ۱۹۶۹، ص ۸۸-۸۳ [T. Fahd, Retour a Ibn Wahsiyya Arabica, vol. 16, 1969. Pp. 83-88]؛ در اوایل قرن نوزدهم کتاب عجیب و غریب و جذابی از این مولف تویط هامر پورگشتال [Hammer-Purgstall] به مغرب زمین شناسانده شد. رجوع کنید به احمد بن ابوبکر بن وحشیّه، حروف الفبایی و هیروگلیفی قدیم توضیح شده، با گزارشی درباره کاهنان مصری و طبقات آنان و آداب ورود به سلک کاهنی و قربانیها [Ahmad ibn Abubekr bin Wahshih, Ancient Alphabets and Hieroglyphic Characters Ezplaned, with an Account on the Egyptian Priesis their Clhsses Iknitiation and Sacrifices]).

معدودی از زمینه های علم اسلامی است که در آنها ناحیه خاصی از جهان اسلام انحصاری بدان صورت داشته باشد که اندلس از لحاظ کشاورزی داشته است. مدت چند قرن، از قرن چهارم/دهم به بعد،‌ تقریباً هر کتابی که در جهان اسلام درباره کشاورزی نوشته می شد از این سرزمین بود که از لحاظ کشاورزی عملی نیز در آنجا کارهایی صورت می گرفت که به ندرت در جاهای دیگر دیده می شد (برای اطلاع از تحقیق بی نظیری درباره دستاوردهای فرهنگ اسلامی در اندلس، و از جمله در زمینه علوم، رجوع کنید به ت. بورکهارت، فرهنگ موری در اسپانیا، ترجمه ا. جافا، لندن ۱۹۷۲ [T. Burkhardt, Moorish Culture in Spain, transl. by. A. Jaffa, London, 1972]).

نخستین رساله شناخته شده این ناحیه از قرن چهارم/دهم است به نام کتاب الانواء که مولف آن ابوالحسن قُرطبی بوده است. پس از آن به زودی کتاب الفلاحه تالیف ابوالقاسم زهراوی جراح مشهور انتشار یافت. شاگرد وی عبدالرحمن بن وافدلَخمی (به لاتینی اَبِنکنیف Abencenif) نیز رساله ای به همین نام نوشت که هم در جهان اسلام و هم در مغرب زمین شهرت یافت. این رساله به زبان کاتالایی ترجمه شد و مبنای کتاب کشاورزی عمومی تالیف آلوُنسُو هِررا [Alonso Herrea, Agricultura genera] در ۱۵۱۳ بود که ریاست باغ گیاهشناسی سلطنتی در شهر تولِدر را داشت.

در قرن پنجم/یازدهم ابوبکر بن عمر بن حجاج اشبیلی چندین رساله درباره علم فلاحت نوشت که مشهورترین آنها کتاب المقنع است (رجوع کنید به خ. م. میلاس دالیکروزا، «تحقیق در کتابهای فلاحت ابن حجاج و ابوالخیر» در الاندلس، جلد «۲»، ۱۹۵۵، ص ۸۷-۱۰۱ [J. M. Millas Vallicrosa, Aportaciones para el studio de la obra agronomica de lbn Hayyay ye de Abu-1-Jayr. Al-Andalus, Vol. 20, 1955. Pp. 87-110]).

معاصر وی، عبدالله بن بصال از مردم تُولِدُو (طُلیطله) در شمال افریقا سفر فراوان کرد و تا قاهره و مکه پیش رفت. پس از بازگشت به اسپانیا دیوان الفلاحه و کتاب کوچکتری به نام کتاب القصد و البیان را تالیف کرد (رجوع کنید به «ابن بصال، کتاب فلاحت، چاپ و ترجمه و حاشیه نویسی توسط خ. م. میلاس والیکروزا و محّمد عظیمان، تطول ۱۹۵۵ [Ibn basal, libro de agriculturra, editado, traducido y anotado por J. M. Millas Vallicrosa y Mohamed Aziman, Tetuan, 1955]؛ و نیز خ. م. میلاس والیکروزا، «پنج فصل اخیر کتاب فلاحت ابن بصّال» در تمودا، جلد ۱، ۱۹۵۳، ص ۵۸-۴۷ [J. M. Millas Vallicrosa, Los cinco altimos capitulos de la obra agronomica de Ibn Bassai. Tamudda, vol, 1. 1953, pp. 47-58]).

این هر دو اثر مبتنی بر مشاهدات شخصی و منحصراً مربوط به علم فلاحت است بی آنکه در آن از پزشکی و مباحث سحری سخن رفته باشد. دیوان مشتمل بر ۱۶ فصل است که درباره همه جنبه های کشاورزی نوشته شده است؛ از جمله استعمال انواع آب همچون آب باران و رودخانه و چاه و غیره برای آبیاری زمین. ابن بصّال همچنین به بحث درباره خواص خاک علاقه مند بوده و در هر دو کتابش در این باره سخن گفته است. وی در ۴۷۸/۱۰۸۵ دانش فراوان کشاورزی خود را به مورد عمل گذاشت و در اشبیلیه برای المعتمدین عَبّاد فرمانروای این شهر یک باغ گیاهشناسی تاسیس کرد.

با آنکه قرن پنجم/یازدهم اوج مطالعات کشاورزی را در اسپانیا نشان می دهد، در مدت دو قرن پس از آن نیز کتابهای مهم فلاحت در این سرزمین نوشته شد. در قرن ششم/دوازدهم ابوالخیر اشبیلی کتاب الفلاحه را درباره کشاورزی عمومی نوشت که بخش هایی از آن مخصوص درختانی چون تاک و زیتون بود و رواج فراوانی داشت. پس از آن در قرن هفتم/سیزدهم مهمترین کتاب کشاورزی تالیف شده در اندلس یعنی کتاب الفلاحه ابوزکریا بن عَوّام انتشار یافت. که آن نیز با ترجمه ای که در قرن نوزدهم از آن صورت گرفت در غرب کاملاً شناخته شد (این اثر را بانکوئری [Banqueri] در ۱۸۰۲ به اسپانیایی ترجمه کرد، ولی در غرب بیشتر به برکت ترجمه فرانسه آن توسط ژ. ژ. کلمان-موله معروف شد. رجوع شود به ژ. ژ. کلمان-موله، کتاب فلاحت ابن عوّام، ۳ جلد، پاریس ۱۸۶۷-۱۸۶۴ [J. J. Clement-Mullet, Le Liver d agriculture d Ibn Awam, 3vol, paris 1864-1867]. درباره ابن عوام نیز رجوع کنید به الدو میلی، علم عرب، پاریس ۱۹۳۸، ص ۴۶ [Aldo Miieli, La Science arabe, Paris, 1938, p. 46]؛ و نیز میِر، تاریخ گیاهشناسی، جلد سوم، ص ۲۶۶-۲۶۰٫ ابن عوّام در جهان اسلام نیز بسیار شناخته بود و کتاب او در قرن دهم/شانزدهم به ترکی ترجمه شد).

این کتاب مشتمل است بر سی و پنج فصل و در آن از ۵۸۵ گیاه بحث شده که ۵۵ تای آنها درختان میوه است. اطلاعات کشاورزی این کتاب به تمامی مبتنی بر کتابهای قدیمی تر همچون آثار ابن وحشیّه و ابن حجّاج است. قسمت دامداری این کتاب که بخش مهمی از آن را تشکیل می دهد، براساس رساله های جانورشناسی قدیمتر همچون کتابهای ارسطو و جاحظ تالیف شده است. با این همه، کتاب ابن عوّام تالیفی بسیار مهم است و همراه با رساله های ابن بیطار درباره گیاهان و خواصّ دارویی آنها که ذکر آن    پیشتر گذشت، حاصل چندین قرن تحقیق دانشمندان مسلمان اسپانیا را درباره گیاهان و کشاورزی و نیز مطالب پزشکی وابسته به مملکت نباتات مجسّم می سازد.

پس از ابن عوام انتشار رساله هایی درباره کشاورزی در اسپانیا ادامه یافت که از آن جمله است خلاصه الاختصار فی معرفه القوی والخواص تالیف ابوعبدالله الاوسی معروف به ابن الرّقام المُرسی که کتاب وی اصولاً خلاصه ای از الفلاحه النیطیه است. ولی آخرین فصل در تاریخ کشاورزی به سرزمین های خاوری اسلام مربوط می شود.

در قرن های هفتم/سیزدهم و هشتم/چهاردهم دو تن از شاهان رسولی یمن، عمر بن یوسف و عباس بن علی، رساله هایی در کشاورزی نوشتند و رساله عباس بن علی کتاب بغیه الفلاحین فی الاشجارالمثمره والریاحین نام دارد که سند گرانبهایی است و معرفت کشاورزی را در یمن که سابقه ای دراز در این زمینه داشته است منعکس می سازد.

نیز در قرن هشتم/چهاردهم رشیدالدین فضل الله وزیر نیرومند ایلخانان و مولف کتابهای متعددی در تاریخ و پزشکی، در کتاب الاخیار والآثار خود بخشی را به کشاورزی اختصاص داد که منبع مهمی برای اطلاع یافتن از عمل کشاورزی در غرب ایران آن زمان است (رجوع کنید به علم فلاحت دوره مغول، تالیف عبدالغفار نجم الدوله، تهران ۱۳۲۴ هجری شمسی).

معاصر وی جمال الدین وَطواط کُتُبی نیز قسمت بزرگی از کتاب مباهج الفکر خود را به کشاورزی و از جمله بحث درباره خاک اختصاص داد.

از قرن دهم/شانزدهم تالیف کتابهای کشاورزی رو به کاستی نهاد. در ایران قاسم بن یوسف ابی نصر انصاری معروف به قانعی رساله ای به فارسی به نام کتاب ارشاد الزراعه در قرن دهم/شانزدهم تالیف کرد. در قرن یازدهم/هفدهم دو رساله به ترکی در این زمینه به وجود آمد، یکی رونق بوستان ابراهیم بن احمد و دیگری غرسنامه کمانی. ترکان همچنین آثار متعددی درباره گلکاری تالیف کردند. در همین زمان در ایالات عربی امپراطوری عثمانی چندین رساله درباره کشاورزی نوشته شد که مهمترین و جامعترین آنها کتاب عَلم الملاحه فی عِلم الفلاحه تالیف عبدالغنی نابُلسی صوفی بزرگ قرن دوازدهم/هجدهم است.

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: