دیترویت
گفتگوی عقیدتی دومبلغ یهودی ومسلمان درباره دین اسلام و یهود

امام جماعت مرکز اسلامی دیترویت آمریکا در گفتگویی داغی با یک عالم دینی یهود درباره نبوت حضرت محمد(ص) و حضرت موسی(ع) و آمدن نام پیامبر(ص) در تورات فعلی(عهد عتیق) و دلایل نبوت حضرت محمد(ص) و کامل شدن دین یهود و مسیحی با اسلام مباحثه کرد.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  «جوزف کلین» یکی از علمای لیبرال دین یهود در دیدار با آیت الله علامه شیخ«عبداللطیف بری» عالم شیعی عراقی و امام جماعت مجتمع مرکز فرهنگی اسلامی در دیترویت آمریکا در این مجتمع به گفتگوی عقیدتی درباره دین اسلام و یهود با یکدیگر پرداختند.

– جوزف کلین:

من به عنوان یک یهودی نمی توانم با توکه مسلمانی، گفتگو کنم؛ به خاطر به آنچه من ایمان دارم تو نداری و برعکس، اما به عنوان یک انسان گفتگو می کنیم.

– شیخ عبدالطیف بری:

– راست گفتی! اگر چه من به یهودیت اصیل و به ارزش های مشترک بین ادیان یهودیت و اسلام ایمان دارم و همچنین به منطق مشترک بشری؛ ما در ارزش های دینی بسیاری مشترکیم و به همین دلیل می توانیم در زمینه مسایل مشترکی همچون ایجاد ارزش های جدید مشترک برای همزیستی، ساخت آینده ای روشن برای جهانی که در آن ادیان آسمانی ابراهیمی برای خیر بشریت و تحقق عدل و احترام به حق و حقوق به جای شایعه سازی موهن و متهم کردن ادیان به درگیری و جنگ مشارکت می کنند،  گفتگوی خود را آغاز کنیم.

– جوزف کلین:

این منطق بشری چیست؟

این منطق مستلزم آن است که همه مسایل به آن بر گردد و تناقضی در آن نباشد و اگر نقضی در آن باشد مشخص می شود که از اساس باطل است و این منطق بر بطلان تناقض، دور و تسلسل در سطح عقل و بر فترت انسانی در سطح رفتار استناد دارد و آن فترتی است که در همه انسانها مشترک است. هر کلام دینی و غیر دینی با این بدیهیات کلی انسانی که منطق وجود بر آن استوار است، متعارض می شود و وجود انسانی  پس نسبتش  به دین الهی  ناصحیح است یا باید آن را متناسب با احکام عقل و فترت منطقی مذکور تأویل کرد و این بدیهیات مشترک صدرد بین ما به عنوان بشر است و باید گفتگو را از این بدیهیات آغاز کرد و به آن بدیهیات مشترک در ارزش های دینی را می افزایم.

جوزف کلین:

آیا معتقدی که یهود رهایی می یابد و یهودیتشان برای نجات آنها در محضر خدا کافی است؟

– شیخ :

من به یهودیتی که خداوند آن را فرستاده است و همه کسانی که در آن زمان بودند،ایمان دارم و براساس آن، آنها فردا و در محضر خدا در روز قیامت از نجات یافتگان خواهند بود، اما پس از آن مسیحیت و حضرت عیسی مسیح(ع) آمد به همین دلیل در آن زمان باید بنی اسرائیل پیرو مسیحیت می شدند.

– کلین

 ما مسیحیت را به رسمیت نمی شناسیم

الشیخ:

اسلام کاملترین دین است و اصول و اساس یهودیت و مسیحیت را در خود دارد و خداوند با نزول اسلام رسالت آسمانی خود را به پایان رسانده است و باید پیروان ادیان دیگر به این دین مبین بگروند.

هنگامی که انسان به اسلام می گرود، یهودیت لغو نمی شود، زیرا ما مسلمانان به یهودیت ایمان داریم و تنها با گرویدن به دین اسلام، دین خود را تکمیل کردیم؛ اسلام نه یهودیت و نه مسیحیت را نفی نکرده است بلکه آنها را کامل کرده است؛ پس باید از اسلام پیروی کنیم زیرا آخرین قانون آسمانی است و پیروی از آخرین قانون آسمانی بر انسان ها واجب است.

– کلین:

بنابراین تو می گویی یهودیت باطل و ناصحیح است و نجات نمی یابند و آن را به رسمیت نمی شناسی.

الشیخ:

من یهودیتی که خداوند آن را فرستاده و یهودیت اصیل را به رسمیت می شناسم. در احترام گذاشتن به آن شکی نیست، زیرا یهودیت دینی است که حضرت موسی(ع) در آن زمان برای مردم آورد. اما الان براساس اعتقادم به عنوان مسلمان، دین یهود کافی نیست و این اعتقاد من است و اعتقاد من، تو را ملزم نمی کند اما مرا ملزم می کند. تو باید ببینی که این دین برای کافی است یا نه، این مسئله بین تو و خدای توست و تو نسبت به اعتقادت مسئولی. و من نیز مسئول اعتقادم هستم. من به اعتقادات همه پیروان ادیان احترام می گذارد همچنانکه از آنها می خواهم که به اعتقادات من و اعتقادات مسلمانان احترام بگذارند.

من به زندگی مشترک بین ادیان آسمانی با عدالت و احسان و اخلاق دعوت می کنم و جنگ جهانی معاصر بین ملتها و بین ارزش های دینی یا انسانی با وجود بمب های هسته ای منجر به خرابی زمین خواهد شد و ما باید به اعتقادات یکدیگر بدون اینکه گفتگو و بحث های دینی و ارایه مودبانه حقایق رد کنیم، احترام بگذاریم، زیرا ماموریت بشر سرنوشت کلیشان را نزد خدا مشخص می کند و در آن حقیقت بیشتر مشخص می شود.

– کلین:

موسی آخرین پیامبر است نه پیامبر بعد آن، به همین دلیل یهودیت که باید دنبال آن برود.

– الشیخ:

آیا اعتقاد نداری که مسیح پس از موسی آمده است؟

کلین:

به هیچ وجه اعتقادی به مسیح ندارم و تورات کتاب ماست که در آن آمده  است: موسی آخرین پیامبر است.

– الشیخ:

عجیب! چگونه این را می گویی، در تورات فعلی به ظهور حضرت محمد(ص) بشارت داده است و این مسئله در سفر اشعیاء در تورات کنونی آمده است

کلین:

متنی درباره ظهور پیامبر جدید در آن نیست.

– الشیخ:

بله، او متنی که به تو گفتم، اگر دوست داری، آن را الان از عهد عتیق( تورات فعلی) برای تو می خوانم، ( پروردگار سپاهیان گفت(…) و همه ملتها را به لرزه در می آورم و کثیر الحمد( اشاره به حضرت محمد که به نام «احمد» در تورات ذکر شده است) همه ملتها می آید) کتاب حجی – اصحاح دوم پاراگراف ۶- ۷.

– کلین:

این متن درباره پیامبری (نبی) سخن می گوید که می آید و رسول(فرستاده) نیست. براساس مفهوم ما پیامبر(نبی) کسی است که به او وحی نازل نمی شود، بلکه ما شخصی را که در رفتارش اندیشمند و حکیم باشد، پیامبر می دانیم.

الشیخ:

اما متن اشاره می کند او بزرگتر از آن( یک خبردهنده) است،  کسی که همه ملتها به او علاقه دارند و کثیر الحمد است و امید و رستگاری همه ملتها به شمار می آید و او خواست همه امتها ست و بزرگتر از یک اندیشمند و حکیم است.

کلین:

چه دلیلی وجود دارد که محمد فرستاده خداست؟

الشیخ:

قرآن را بخوان و به تاریخ اسلام مراجعه کن و به اعجاز انسان امی بنگر که انسانها را از جهان بی سودای، جهالت و بدویت و کشتار به جهان خرد و سودا هدایت کرد و آنها را به امتی بزرگ مبدل ساخت و  امور مدنیت، دینی، قضایی و نظامی شان را تنظیم کرد و قانونی والا و قوانینی پیشرفته به آنها تقدیم کرد و آنها را به امتی پیشرفته و فرهیخته تبدیل ساخت که تمدن، عدل، رحمت و خیر را طی ۲۴ سال در همه زمین منتشر کرد. این مسئله ای است که اگر همه علمای بزرگ جهان و قانونگذاران، فلاسفه، حکما و مصلحان جمع شوند، از انجام آن عاجزند، زیرا توسعه ملتها و تغییر تمدنها نیاز به دهها یا صدهها سال دارد، بنابر این چگونه یک فرد امت امی جاهل را که نه می خواند و نه می نویسد، به امتی تبدیل می کند که علم، ادب، مدنیت، پیشرفت، عدل، انسانیت و رحمت را بین ملتها ترویج می کند و با قوی ترین ملتها همچون تمدن فارس در شرق، حبشه در شمال و روم بیزانس در غرب رو در رو می شود.

و این تایید الهی است که انسانی هرچند نابغه و توانا نمی تواند، آن را انجام دهد، اگر در پشت آن خدا و معجزه  نباشد.

 همچنین زندگی پیامبر و رفتار شخصی اش پر از ورع، تقوا و اخلاق والا است و قرآن و سنتش همه آنها را تاکید می کند، و همه انبیاء پیشین را و راستگویشان و درستی تورات و انجیل را که خداوند برآنها نازل کرده است، به رسمیت می شناسد؛ رسالت او همچنان تا امروز پایدار است، راستی و صدق رسالت همه کسی را که این رسالت را تکذیب کند، به چالش می کند، هنوز کتاب قرآن محفوظ بدون هیچ تغییری تا امروز محفظ است، آیا همه اینها بر نبوت حضرت محمد(ص) کافی نیست.

کلین:

این مسئله نیاز به ایمان ندارد که بگوییم او رسول و فرستاده خداست.

– الشیخ:

بگو چه دلیلی داری که موسی(ع) رسول خداست؟ چه دلایلی داری که رسالت موسی (ع) را نشان دهد و تو را به نبوت محمد(ص) سوق دهد و چرا موسی(ع) را قبول می کنی و محمد(ص) را انکار؟

کلین:

من از تو نمی خواهم که به موسی ایمان بیاوری که از من دلیلی برای نبوت او می خواهی.

الشیخ:

من به موسی(ع) ایمان دارم، ولی می خواهم بدانم که تو چه دلیلی بر نبوت موسی(ع) داری که با آن از ایمانت حمایت می کنی و آیا او رسول خداست؟

– کلین:

من درباره شخصیت موسی(ع) متمرکز نشده ام و تنها تاریخ، متون، حوادث را خواندم .

الشیخ:

من برای شناخت نبوت محمد(ص) تاریخ، متون، رویدادها را مطالعه کردم تا رسول خدا را بشناسم.

گفتگو و مباحثه این عالم شیعی عراقی با عالم یهودی تنها با هدف بحث عقیدتی و آشنایی با نبوت پیامبر(ص) و بیان کردن اعتقادات مسلمانان و آشنا کردن یک عالم یهودی با افکار اسلامی و فراهم ساختن زمینه برای تفکر درباره پیامبر اکرم(ص) و اسلام بوده است تا شاید بابی برای ورود متفکرانه غیر مسلمانان به اسلام باز شود. این گفتگو به منزله به اسلام درآوردن «جوزف کلین» انجام نشده است

منبع: شبستان

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: