معاد

علماى بزرگ اسلام این است معاد در هر دو جنبه روحانى و جسمانى صورت مى گیرد، محققین معتقدند همان جسمى که خاک و متلاشى گشته به فرمان خدا جمع آورى مى شود و لباس حیات نوینى بر آن مى پوشاند و این عقیده اى است که از متون آیات قران مجید گرفته شده است،

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) در این بخش به موضوع معاد از سری مباحث کتاب ۱۸۰ پرسش و پاسخ ایت الله مکارم پرداخته شده

بخش۲۱

دلائل عقلى معاد کدام است ؟

گذشته از دلائل نقلى فراوانى که در قرآن مجید آمده، دلائل عقلى روشنى نیز بر این امر وجود دارد که بطور فشرده یادآورى مى شود:
– برهان حکمت –

اگر زندگى این دنیا را بدون جهان دیگر در نظر بگیریم پوچ و بى معنى خواهد شد درست به این مى ماندکه زندگى دوران جنینى را بدون زندگى این دنیا فرض کنیم.
آیا براستى این آسمان گسترده، این زمین پهناور و این همه مقدمات و مؤخرات و این همه استادان و مربیان و این همه کتابخانه هاى بزرگ و این ریزه کاریهایى که در آفرینش بکار رفته، همه براى همان خوردن و نوشیدن و پوشیدن و زندگى مادى است؟ اینجاست که آنها که معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى این زندگى مى کنند.
قرآن مجید مى گوید: آیا گمان کردید بیهوده آفریده شده اید و بسوى ما باز نمى گردید؟!( مومنون -۱۱۵ ) آرى در صورتى زندگى این دنیا مفهوم و معنى پیدامى کند، و با حکمت خداوندى سازگار مى شود که این جهان را مزرعه اى براى جهان دیگر و گذرگاهى براى آن عالم وسیع و دانشگاهى براى جهان دیگر و تجارتخانه اى براى آن سرا بدانیم، همانگونه که امام على(علیه السلام ) فرمود: این دنیا جایگاه صدق و راستى است براى آنکس که با آن به راستى رفتار کند، و خانه تندرستى است براى آنکس که از آن چیزى بفهمد، و سراى بى نیازى است براى آن کس که از آن توشه برگیرد، و محل اندرز است براى آنکه از آن اندرز گیرد، مسجد دوستان خداست، نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولیاء حق است.
شما پیدایش نخستین و آفرینش خود را در این دنیا دیدید چرا متذکر نمى شوید که از پى آن جهان دیگرى است ( واقعه -۶۲)
– برهان عدالت –

دقت در نظام هستى و قوانین آفرینش نشان مى دهد که همه چیز آن حساب شده است. چنان نظام دقیقى در بدن ما حکم فرماست که کمترین تغییر ناموزونى در آن سبب بیمارى یا مرگ مى شود که مشمول همان نظام دقیق است که در کل عالم حکومت مى کند. تفاوت انسانها در اطاعت فرمان حق جاى تردید نیست همانگونه که عدم کفایت دادگاه مکافات این جهان و محکمه وجدان و عکس العملهاى گناهان براى برقرارى عدالت نیز به تنهایى کافى به نظر نمى رسد، بنابراین باید قبول کرد که براى اجراى عدالت الهى لازم است محکمه و دادگاه عدل عامى باشد که سر سوزن کار نیک و بد در آنجا حساب شود و گرنه اصل عدالت تامین نخواهد شد. باید پذیرفت قبول عدل خدا مساوى است با قبول وجود معاد و رستاخیز، فرآن مجید مى گوید: ما ترازوهاى عدالت را در روز قیامت بر پا مى کنیم.(انبیاء-۴۷ ) و نیز مى فرماید: در روز قیامت در میان آنهابه عدالت حکم مى شود و ظلم و ستمى بر آنها نخواهد شد. ( یونس -۵۴)
– برهان هدف –

دین در جهان بینى الهى براى آفرینش انسان هدفى بوده است که در تعبیرات فلسفى از آن به تکامل و در لسان قرآن و حدیث گاهى از آن به قرب به خدا و یا عبادت و بندگى تعبیر شده است ” و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، جن انس را نیافریدم مگر که مرا پرستش کنند.( و در سایه عبادت و بندگى رشد کنند و به حریم قرب من راه یابند )
باید جهانى، بعداز این جهان باشد که تکامل انسان در آن ادامه یابد و محصول این مزرعه را در آنجا درو کند، تا هدف نهایى تامین شود.

آیا معاد جسمانى است یا روحانى؟

جمعى از فلاسفه پیشین تنها به معاد روحانى معتقد بودند و جسم را مرکبى مى دانستند که تنها در این جهان با انسان است و بعد از مرگ از آن بى نیاز مى شود، آنرا رها مى سازد و به عالم ارواح مى شتابد.
ولى عقیده علماى بزرگ اسلام این است معاد در هر دو جنبه روحانى و جسمانى صورت مى گیرد، محققین معتقدند همان جسمى که خاک و متلاشى گشته به فرمان خدا جمع آورى مى شود و لباس حیات نوینى بر آن مى پوشاند و این عقیده اى است که از متون آیات قران مجید گرفته شده است، شواهد معاد جسمانى در قرآن مجید آنقدر زیاد است که بطور یقین می توان گفت: آنها که معاد را متحصر در روحانى مى دانند کمترین مطالعه اى در آیات فراوان معاد نکرده اند. در آخر سوره یس مى خوانیم، مرد بیابانى تعجبش از این بود که این استخوان پوسیده را که در دست دارد چه کسى مى تواند زنده کند؟ قران با صراحت در مقابل او مى گوید: ” قل یحیها الذى انشاها اول مره” بگو همین استخوانهاى پوسیده راخدایى که روز نخست آن را ایجاد کرد زنده مى کند.
آنها مى گفتند چگونه این مرد به شما وعده مى دهد وقتى که مردید و خاک شدید بار دیگر به زندگى باز مى گردید؟! ( مومنون آیه ۳۵ – سجده آیه ۱۰ )
عموما استدلالات قرآن درباره امکان معاد بر محور همین معاد جسمانى دور مى زند، بعلاوه قرآن کرارا خاطرنشان مى کند که شما در قیامت از قبرها خارج مى شوید ( یس ۵۱- قمر۷ ) قبرها مربوط به معاد جسمانى است.
داستان مرغهاى چهارگانه ابراهیم و داستان عُزَیز و زنده شدن او، و ماجراى مقتول بنى اسرائیل همه با صراحت از معاد جسمانى سخن مى گوید.
توصیف هاى زیادى که قرآن مجید از مواهب مادى و معنوى بهشت کرده نشان مى دهد که معاد هم در مرحله جسم و هم در مرحله روح تحقق مى پذیرد و گرنه حور و قصور و انواع غذاهاى بهشتى و لذائذ مادى در کنار مواهب معنوى معنى ندارد.
به تعبیر دیگر انکار معاد جسمانى از نظر قران مساوى است با انکار اصل معاد.
علاوه براین دلایل نقلى, شواهد عقلى نیز در این زمینه وجود دارد که اگر بخواهیم وارد آن شویم سخن به درازا مى کشد.

روح چیست؟ و اصالت آن چگونه قابل اثبات است؟
سوره اسراء آیه ۸۵ ” از تو درباره روح سوال مى کنند، بگو روح از فرمان من است.
روح از نظر لغت به معنى نفس و دویدن است بعضى تصریح کرده اند که روح و ریح ( باد ) هر دو از یک معنى مشتق شده است بخاطر آن است که از نظر تحرک و حیات آفرینى و ناپیدا بودن همچون نفَس و باد است.
موارد استعمال آن در قرآن بسیارمتنوع است:
گاهى به معنى روح مقدسى است که پیامبران را در انجام رسالتشان تقویت مى کند مانند آیه ۲۵۳ بقره “ما دلایل روشن در اختیار عیسى بن مریم قرار دادیم و او را با روح القدس تقویت نمودیم”
گاه به نیروى معنوى الهى که مومنان را تقویت مى کند اطلاق شده مانند آیه ۲۲ مجادله.
و گاه به معنى فرشته بزرگى از فرشتگان خاص خدا یا مخلوقى برتر از فرشتگان، آیه ۴ سوره قدر، در شب قدر فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى تقدیر امور نازل مى شوند. سوره شورى ۵۲ روحى که از فرمان ما است. آیه ۹ سوره سجده، سپس آدم را نظام بخشید و از روح خود در آن دمید.
پیامبر در پاسخ جمعى کنجکاو فرمودند: روح از امر پروردگار من است و شما جز دانش اندکى ندارید.
از انجاکه روح ساختمانى مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن غیراز اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکى و شیمیایى آنست پیامبر مامور مى شود در یک جمله کوتاه و پر معنى بگوید روح از عالم امر است یعنى خلقتى اسرار آمیز دارد.
در تفسیر عیاشى از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده، روح از مخلوقات خداوند است بینایى و قدرت و قوت دارد خدا آن را در دلهاى پیغمبران و مومنان قرار مى دهد.
روح آدمى مراتب و درجاتى دارد آن مرتبه اى از روح که در پیامبران و امامان است مرتبه فوق العاده والایى است که از آثارش معصوم بودن از خطا و گناه و نیز آگاهى و علم فوق العاده است و مسلما چنین مرتبه اى از روح از فرشتگان برتر خواهد بود حتى از جبرئیل و میکائیل.
نه مادیها و نه هیچ دسته اى دیگر هرگز منکر اصل وجود روح و روان نیستند و به همین دلیل همه آنها روانشناسى ( پسیکولوژى ) و روانکاوى (پسیکانالیزم ) را بعنوان یک علم مثبت مى شناسند، روان و روح دو حقیقت جداى از هم نیستند بلکه مراحل مختلف یک واقعیتند، آنجا که سخن از ارتباط روح با جسم است و تاثیر متقابل این دو در یکدیگر بیان میشود نام روان بر آن مى گذاریم و آنجا که پدیده هاى روحى جداى از جسم مورد بحث قرار مى گیرد نام روح را بکار مى بریم.
دانشمندان الهى و فلاسفه روحیون معتقدند غیر از موادى که جسم انسان را تشکیل مى دهد حقیقت و گوهر دیگرى در اونهفته است که از جنس ماده نیست اما بدن آدمى تحت تاثیر مستقیم آن قرار دارد. روح یک حقیقت ماوراى طبیعى است.
اگر مردگان چیزى نمى فهمند، بخاطر این است که ارتباط روح آنها با بدن از بین رفته، نه اینکه روح فانى شده است، درست همانند کشتى یا هواپیمایى که دستگاه بى سیم آن همه از کار افتاده است، کشتى و راهنمایان و ناخدایان کشتى وجود دارند اما ساحل نشینان نمى توانند با آنها رابطه اى برقرار سازند، زیرا وسیله ارتباطى از میان رفته است.

در پدیده هاى روحى خواص و کیفیتهایى مى بینیم که با خواص و کیفیتهاى موجودات مادى هیچ گونه شباهتى ندارند زیرا:
اولا: موجودات زمان مى خواهند و جنبه تدریجى دارند.
ثانیا: با گذشت زمان فرسوده مى شوند.
ثالثا: قابل تجزیه به اجزاى متعددى هستند.
ولى پدیده هاى ذهنى دارى این خواص و آثار نیستند ما مى توانیم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسیم کنیم، بى آنکه احتیاج به گذشت زمان و جنبه هاى تدریجى داشته باشد، صحنه هاى کودکى در ذهن ما با گذشت زمان نه کهنه و نه فرسوده مى شود همان شکل خود را حفظ کرده، روح ما نسبت به نقش ها و عکس ها خلاقیت عجیبى دارد در یک آن مى توانیم بدون هیچ مقدمه اى هرگونه نقشى را در ذهن ترسیم کنیم ما این نقشه هاى ذهنى را با همان بزرگى که درخارج دارند تصور مى کنیم و این تصور عظیم نمى تواند در سلول کوچکى( مغزى )(طبق قانون عدم انطباق بزرگ بر کوچک امکان پذیر نیست ) منعکس گردد بنابراین نیازمند به محلى است و از اینجا به وجود حقیقى مافوق این سلول ها پى مى بریم که مرکز پذیرش این نقشه هاى بزرگ مى باشد. این خاصیت موجودى مافوق مادى است که از یک نوع ثبات که خاصیت جهان ماوراء ماده است برخوردار است.

اجل مسمى( حتمى ) و معلق (غیرحتمى )

انسان داراى دو گونه اجل است، اجل حتمى که پایان استعداد جسم انسان براى بقاء است و با فرا رسیدن آن هر چیز به فرمان الهى پایان مى پذیرد،
اجل معلق که با دگرگونى شرایط دگرگون مى شود. فى المثل انسانى که دست به انتحار و خود کشى مى زند و یا روى آوردن به مشروبات الکلى و مواد مخدر و شهوترانى بى حد و حساب، در حالیکه اگر این امور نبود سالیان بسیارى مى توانست عمر کند و در زمینه حوادث ناخواسته نیز امورى وجود دارد که مربوط به اجل معلق است.
بنابراین اگر در روایات فراوانى آمده است که انفاق در راه خدایا صله رحم عمر را طولانى یا بلاها را برطرف مى سازد ناظر به همین عوامل است.
مثال: انسان یک دستگاه اتومبیل نو تهیه مى کند که مى تواند بیست سال عمر کند مشروط به آنکه به آن دقیقا بر سند و مراقبتهاى لازم را به عمل آورند در این صورت اجل حتمى این اتومبیل ها بیست سال است که از آن فراتر نمى رود ولى اگر مراقبتهاى لازم انجام نشود و بیش از قدرت و ظرفیت از آن کار بکشند ممکن است عمرش به نصف یا کمتر تنزل پیداکند، این عجل معلق آن است.
بسیارى از موجودات از نظر ساختمان طبیعى و ذاتى استعداد و قابلیت بقاء براى مدت طولانى دارند ولى ممکن است موانعى آنها را از رسیدن به حداکثر عمر طبیعى باز دارد.
به تعبیر دیگر اجل حتمى در صورتى است که ما به مجموع علل تامه بنگریم و اجل غیر حتمى در صورتى است که تنها مقتضیات را در نظر بگیریم.
از جمله اینکه در روایات مى خوانیم صله رحم عمر را زیاد و یا قطع رحم عمر را کم مى کند منظور اجل غیر حتمى است.
و یا اینکه در آیه اى مى خوانیم “فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون ” هنگامیکه اجل آنها فرا رسد نه ساعتى به عقب مى افتد و نه جلو ( اعراف آیه ۳۴) در اینجا منظور همان مرگ حتمى است. آیه مزبور مربوط به موردى است که انسان به عمر نهایى، خود رسیده است و مرگ هاى پیش رس را شامل نمى شود.
در هر صورت هر دو اجل از جانب خدا تعیین مى شود یکى بطور مطلق و دیگرى به عنوان مشروط و یا معلق.
در احادیث دیگرى که در این زمینه وارد شده تصریح گردیده است که اجل غیر حتمى قابل تقدم و تاخیر است و اجل حتمى قابل تغییر نیست.( نورالثقلین جلد اول ص ۵۰۴)

تجسم اعمال از نظر علم روز چگونه است؟

در قرآن آیات فراوانى داریم که ظاهر آن حاکى از تجسم یا تجسد اعمال در قیامت است یعنى در آن روز عمل هر کس اعم از نیک و بد در برابر او حاضر مى گردد و ما یه نشاط و سرور یا شکنجه و عذاب و سبب افتخارو آبرو یا رسوایى و شرمسارى مى گردد.
احادیث در این زمینه بسیار است از جمله احادیث معراج که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ازکنار بهشت و دوزخ مى گذشت هرگروهى از بدکاران را به عذاب و کیفرى شبیه اعمال خود گرفتار دید و نیز اعمال نیکو کاران را مشاهده کرد که سبب پیدایش مرافق تازه اى در بهشت مى شود آیه اى که براى غیبت وارد شده و تجسم آن به صورت پاره گوشت گندیده اى که غیبت کننده آنرا تناول مى کند بیان مى دارد شاهد دیگرى بر این مدعاست.
از مجموع آیات و روایات گذشته به خوبى مى توان نتیجه گرفت که اعمال آدمى در صورتهاى مناسبى در عالم برزخ و قیامت مجسم مى گردد حتى تعبیر ” الذین یاکلون اموال الیتامى ظلما انما یاکلون فى بطونهم نارا ” کسانیکه اموال یتیمان را از روى ظلم و ستم مى خورند فقط در شکم خود آتش داخل مى کنند ( نساء ۱۰) نشان مى دهد که باطن عمل در عالم دنیا نیز از نوعى تجسم برخوردار است به طوریکه مال یتیم در باطن به شکل آتش سوزان است هر چند کسانیکه چشم واقع بین ندارند آن را نمى بینند.
دلیلى ندارد همه این آیات و روایات را بر معنى مجازى و کنائى حمل کنیم و همه را تاویل و توجیه نماییم با اینکه عمل به ظاهر آنها بى مانع است و مشکلى ایجاد نمى کند.
امروزه ثابت شده هیچ چیز در جهان از میان نمى رود حتى اعمال ما، که به صورت انرژى هاى مختلفى ظاهر مى گردد.
با مطالعات دانشمندان و آزمایشات آنها این نکته به ثبوت قطعى رسیده است که میان ماده و انرژى رابطه نزدیکى است یعنى دو مظهر از یک حقیقتند. بدون شک همان گونه که ماده قابل تبدیل به انرژى است انرژى نیز قابل تبدیل به ماده است یعنى اگر نیروها و انرژى هاى پخش شده بار دیگر متراکم و حالت جسمیت و جرم به خود بگیرد به صورت جسمى نمایان مى شود. بنابراین هیچ مانعى ندارد که اعمال و گفتار ما که انرژى هاى مختلفى هستند و هرگز محو و نابود نمى شوند بار دیگر به فرمان پروردگار جمع آورى شده و به صورت جسمى در آیند و مسلم است که هر عمل جسمى خواهد شد متناسب با ویژگى هایش، بنابراین تجسم اعمال را مى توان یکى از معجزات قرآن محسوب داشت.
آن روز که مسئله بقاء انرژى جهان و تبدیل ماده به انرژى و بالعکس مطلقا در میان دانشمندان مطرح نبود، با صراحت در آیات و روایات عنوان گردیده.
بنابراین نه مشکلى از ناحیه عرض بودن اعمال وجود دارد و نه از ناحیه نابودى آنها، عرض و جوهر جلوه هاى یک حقیقتند.

دانشمند معروف لاوازیه اصل بقاء ماده را کشف کرد و چیزى نگذشت که پیر کورى و همسرش از مطالعه روى اجسام رادیو اکتیو به قانون بقاء ماده و انرژى پى برد، و به این ترتیب اصل بقاء ماده متزلزل گردید و اصل بقاء ماده – انرژى، جانشین آن گشت و معلوم شد ماده و انرژى رابطه نزدیک با هم دارند و قابل تبدیل به یکدیگرند، این کشف بزرگ علمى تحول شگرفى در مطالعات دانشمندان و مسائل عملى ایجاد کرد و وحدت عالم هستى را بیش از پیش به اثبات رساند.
این اصل در مسئله معاد و بحث تجسم اعمال انسان و دفع اشکالاتى که پیشینیان در این مسئله داشتند کمک فراوان مى کند و موانعى را که بر راه اثبات تجسم فکر مى کردند بر مى دارد.

عالم برزخ چیست؟ و زندگى برزخى چگونه است؟

برزخ، به هر چیزى که میان دو امر قرار گیرد برزخ گفته شده است, به عالمى که میان دنیا و آخرت قرار گرفته برزخ گفته مى شود گاهى تعبیر به عالم قبر و یا عالم ارواح مى شود.
روح انسان بعد از پایان زندگى دنیا در اجساد لطیفى قرار مى گیرد که از بسیارى از عوارض برکنار است و چون از هر نظر شبیه این جسم است به آن قالب مثالى یا بدن مثالى مى گویند که نه به کلى مجرد است و نه مادى محض، بلکه داراى یکنوع تجرد برزخى است. بعضى از محققان آن را تشبیه به وضع روح در حالت خواب کرده اند که در آن حال ممکن است با مشاهده نعمت ها براستى لذت ببرد و یا بر اثر دیدن منا ظر هولناک معذب و متالم شود آنچنان که گاه واکنش آن در همین بدن نیز ظاهر مى شود و به هنگام دیدن خواب هاى هولناک فریاد مى کشد، نعره مى زند، پیچ و تاب مى خورد، بدن او خیس عرق مى شود.
حتى بعضى معتقدند که در حال خواب براستى روح با قالب مثالى فعالیت مى کند و حتى بالاتر از آن معتقدند که ارواح قویه در حال بیدارى نیز مى تواند همان تجرد برزخى را پیدا کند، یعنى ازجسم جدا شده و با همین قالب مثالى به میل خود و یا از طریق خوابهاى مغناطیسى در جهان سیر کند و از مسائلى با خبر گردد. بلکه بعضى تصریح مى کنند که قالب مثالى در بدن هر انسانى است، منتها به هنگام مرگ و آغاز زندگى برزخى جدامى شود و گاه در همین زندگى مادى دنیا نیز امکان جدایى – چنانکه گفتیم – براى او حاصل مى شود.
حال اگر تمام این مشخصات را براى قالب مثالى نپذیریم اصل مطلب را نمى توان انکار کرد چرا که در روایات بسیارى به آن اشاره شده و از نظر دلیل عقل هیچگونه مانعى ندارد.

آیا دنیا و آخرت باهم تضاد دارند؟

در آیات بسیارى مدح و تمجیداز دنیا یا امکانات مادى آن شده است. در بسیارى از آیات مواهب مادى تحت عنوان فضل خدا آمده است. همه نعمتهاى روى زمین را براى شما آفریده است. ( جمعه آیه ۱۰)
در بسیارى از آیات آنها را تحت عنوان” سخرلکم” آنها را مسخر شما گردانید ذکر کرده در یکجا آنرا عرض و متاع فانى مى شمرد (نساء -۹۴ )
و در جاى دیگر آنرا مایه غرور و غفلت مى شمرد ( حدید -۲۰)
و در مورد دیگر انرا وسیله سرگرمى و بازیچه شمرده( عنکبوت -۶۴)
و در جاى دیگر مایه غفلت از یاد خدا ازیکسو دنیا مزرعه آخرت، تجارتخانه مردان خدا، مسجد دوستان حق، محل هبوط وحى پروردگار، سراى موعظه و پند، شمرده شده، و ازسوى دیگر مایه غفلت و بى خبرى از یاد خدا و متاع غرور و مانند آن.
آنجا که از دنیا و مواهبش نکوهش مى کند کسانى را مى گوید که این زندگى تنها هدفشان را تشکیل مى دهد. کسانیکه جز زندگى دنیا را نخواهند ( نجم -۲۹ ) به تعبیر دیگر سخن از کسانى است که آخرت را به دنیا مى فروشند و براى رسیدن به مادیات از هیچ خلافکارى و جنایتى ابا ندارند.
در سوره توبه -۳۸ آیا راضى شدید زندگى دنیا را به جاى آخرت بپذیرید.
مواهب جهان مادى که همه از نعمتهاى خدا است و حتما وجودش در نظام خلقت لازم بوده و اگر به عنوان وسیله اى براى رسیدن به سعادت و تکامل معنوى انسان. مورد بهره بردارى قرار گیرد از هر نظر قابل تحسین است و اگر به عنوان یک هدف مورد توجه قرار گیرد و از ارزشهاى معنوى و انسانى بریده شود درخور هرگونه نکوهش و مذمت است. و چه زیبا امام على ع فرموده است: آنکس که با چشم بصیرت به آن بنگرد دنیا به او آگاهى مى بخشد و آنکس که به خود آن نگاه کند دنیا او را نابینا خواهد کرد.
در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) مى خوانیم دنیا کمک خوبى است براى رسیدن به آخرت
بالاخره اسلام ثروتى را خواهان است که مایه فساد در زمین و فراموش کردن ارزش هاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنون آمیز ” تکاثر “نگردد, و انسان را به ” خود برتر بینى ” و ” تحقیر دیگران ” و حتى رویارویى با پیامبر خدا نکشاند.
وسیله اى باشد براى استفاده همگان، براى پر کردن خلاء هاى موجود اقتصادى، براى مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه محرومان و براى رسیدن به نیازها و مشکلات مستضعفان.
علاقه به چنین ثروتى با چنین هدفهاى مقدسى علاقه به دنیا نیست علاقه به آخرت است. اصولا یک ملت فقیر نمى تواند آزاد و سربلند زندگى کند. فقر وسیله وابستگى است. فقر مایه روسیاهى در دنیا و آخرت است. فقر انسان را به گناه و آلودگى دعوت مى کند.
جوامع اسلامى باید بکوشند هرچه بیشتر غنى و بى نیاز گردند به مرحله خود کفایى برسند و روى پاى خود بایستند و شرف و استقلال خود را بر اثر فقر فداى وابستگى به دیگران نکنند و بدانند خط اصیل اسلام این است.

بخش های دیگر از کتاب۱۸۰پرسش و پاسخ را بخوانید؛

بخش۱: (انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی) 

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۳: (آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟) 

بخش۴: (چگونه دین فطری است؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده، توحیدذات,صفات,افعال وعبادت چیست ؟) 

بخش۷: (اراده خداوند، سخن گفتن خدا، خشم خدا،اسم اعظم)

بخش۸: (مفهوم مکر درباره خدا، تقاضای رویت خدا توسط موسی،عرش خدا و عالم ذر چیست؟)

بخش۹: (هدایت و ضلالت از سوی خدا به چه معناست؟) 

بخش۱۰: (آیا مشاهده خداوند امکانپذیر است؟/روح القدس کیست؟) 

بخش۱۱: (بداء چیست ایا خداوند در چیزی حلول می کند؟) 

بخش۱۲: (آیا توسل به اولیا شرک است؟بالا بردن دست هنگام دعا/قوانین ثابت و نیازهای متغییر/ائین حضرت محمد قبل از اسلام )

بخش۱۳: (توبه مرتد فطری/چگونه خود را در مقابل حوادث بیمه کنیم/تسبیح موجودات/علم خدا به حوادث آینده ) 

بخش۱۴: (تفاوتهاى طبیعى درانسان ها باعدالت سازگاراست؟ چرا خداوند شیطان را آفرید؟) 

بخش۱۵: (فلسفه مصیبت ها وگرفتاری هائى که به انسان مى رسد چیست ؟ )

بخش۱۶ (جاودانگی در آتش جهنمبا عدل الهی سازگار است؟

بخش۱۷: (پیامبران اولوالعزم/نام حضرت محمد(ص) در تورات و انجیل/شناخت وحی/ایا عصمت انبیا جبری است/فرق معجزه و سحر)

بخش۱۸: در موضوع پیامبران (آگاهی از غیب،ضرورت آمدن اسلام، برگزیده شدن پیامبران از یک منطقه،تعدد زوجات پیامبر) 

بخش۱۹: سئوالات در موضع قرآن (تحریف قرآن/قرآن معجزه/حروف مقطئه/دادن قرآن به کافر/بسم الله/جمع آوری قرآن/قرآن و انجیل و تورات)

بخش۲۰: امامت

 

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: