گفتگو با یک شاعر مشهور آئینی
علی فردوسی: میان شعرایی که با اهل بیت ارتباط دارند، نذر کردن شعر، خیلی رایج است

جماعت شاعر این‌گونه اند که تا درونشان چیزی شکل نگیرد، اثری خلق نمی‌شود. تک‌تک اشعار این مجموعه به نوعی همین حالت است. عموما یا در اثر زیارت بوده است،

   به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) «علی فردوسی»؛ شاعر جوان و خوش‌آتیه، متولد اسفند ماهِ سال ۶۲ در اصفهان است. نامش تناسبی عجیب با حال این روزهایش دارد. ده سال است که به صورت حرفه‌ای شعر می‌گوید و سر و کارش بیشتر با اشعار کلاسیک است. شعرخوانی‌اش در محضر رهبر انقلاب در نیمه ماه رمضان گذشته، با شعر «یک اتفاق ساده»، او را بیش از پیش، تیتر رسانه‌ها کرد. شعری که در بحبوحه بمباران غزه، در وصف سنگ و در حمایت از کودکان فلسطینی سروده شد و بسیاری آن را با نام «شعر سنگ» شناختند. احوالات زمانه، چنان غوغایی در روح لطیف شاعرانه‌اش برپا کرده است که امروز، او ترانه‌سرای بسیاری از ترانه‌هایی است که اعتقادات و ارزشهایش را فریاد می‌زنند. «زخم قدس»؛ در حمایت از فلسطین، «جرم پرواز»؛ به یاد کشته‌شدگان هواپیمای ایرباس در تیرماه ۶۷ و «هم‌آواز طوفان»؛ در گرامی‌داشت طوفان صحرای طبس، از جمله اشعار اخیر اوست. رتبه نخست جشنواره سراسری شعر انقلاب، رتبه نخست جشنواره شعر دفاع مقدس، رتبه نخست جشنواره شعر خلیج فارس و رتبه نخست جشنواره ابن‌حسام خوسفی، تنها بخشی از افتخارات هنری فردوسی است.
«همین که عشق علم شد» و «دسته گل را به آب باید داد» دو مجموعه شعر اوست که در قالب دو کتاب به چاپ رسیده است و سه مجموعه «دق‌الباب»، «تهران‌نامه» و «شَتَک» نیز از این شاعر خوش‌ذوق در دست چاپ قرار دارد. مجموعه اشعار «علی فردوسی»، با نام «آهوانه‌ها» در هفتمین جشنواره بین‌المللی انتخاب کتاب سال رضوی، به عنوان اثر شایسته چاپ برگزیده شد. این امر، بهانه‌ای شد تا باب گفتگو را با این شاعر جوان کشورمان باز کنیم.
آقای فردوسی! تحصیلات شما در چه زمینه‌ای است؟
من در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی عمران در گرایش محیط زیست تحصیل کردم
چه شد که از میان معادلات خشک چند مجهولی و رادیکال‌ها، سر از دنیای شعر و ادبیات درآوردید؟!
من در خانه‌ای بزرگ شدم که طبع شعر حاکم بود. از کودکی با سعدی و حافظ محشور بودم. برادرم شاعر و پدرم معلم ادبیات بود. یادم هست زمانی که دانش‌آموز دبستانی بودم، پدرم به زور من را می‌نشاند تا گلستان سعدی بخوانم که آن زمان من با شیطنت سعی داشتم به‌نحوی فرار کنم، اما هر قدر که بزرگ‌تر می‌شدم، علاقه‌ام بیشتر می‌شد.
خاطرتان هست در دوران کودکی و نوجوانی کتابی در زمینه اهل‌بیت مطالعه کرده باشید که تأثیر ماندگاری بر روی شما باقی گذاشته باشد؟
به دلیل علاقه پدرم به ادبیات، ما کتابخانه خوبی در خانه داریم. یادم هست من ‌آن زمان، کتاب کوچکی را در زمینه سیره اهل بیت مطالعه می کردم. به‌خصوص که در آن زمان‌ها خیلی رایج بود معلمان، موضوع انشا را هربار زندگی یکی از ائمه تعیین می‌کردند که من هم به همین دلیل آن کتاب کوچک را زیاد مطالعه می‌کردم. البته اگر بخواهم از کتابی به طور خاص اسم ببرم، شاید به‌نوعی بشود از «داستان راستان» شهید مطهری اسم برد که هرچند بر روی سیره اهل بیت متمرکز نیست اما فرازهای خوبی از زندگی ائمه در آن است و از آن‌جایی که مطالب، در قالب داستان، آورده شده، فکر می‌کنم در جذب مخاطب موفق باشد، حداقل بر روی من که تأثیر خوبی داشت. «حماسه حسینی» شهید مطهری هم از آن کتاب‌های خوب و تأثیرگذار است.
از «آهوانه‌ها» بگویید؟
این کتاب، حاصل کاری ده ساله است. در واقع اشعاری را که طی مدت ده سال، در ارتباط با امام رضا، حضرت معصومه و امام جواد علیهم‌السلام سروده ام، در این کتاب گردآوری شده است که شامل حدود ۲۰ تا ۲۵ غزل و ۲۰ دوبیتی و رباعی است. البته قصد دارم قبل از چاپ آن توسط آستان قدس رضوی، چند شعر دیگر هم به آن اضافه کنم.
کدام ویژگی این کتاب، آن را از دیگر آثارتان متمایز می‌کند؟
این کتاب، اولین مجموعه شعر من است که به صورت ویژه در ارتباط با یکی از ائمه اطهار علیهم‌السلام منتشر می‌شود. خوشحالم که در این سال‌ها، تعداد اشعاری که درباره امام رضا علیه‌السلام سرودم، به حدی رسیده است که بتواند در قالب یک کتاب وارد شود. حالا که دارم مرور می‌کنم، می‌بینم اولین شعرهای آئینی من در ارتباط با حضرت رضا علیه‌السلام بوده است، اولین جشنواره‌هایی که برگزیده شدم، با موضوع امام رضا علیه‌السلام بود، جشن ازدواج من هم در شب میلاد ایشان بود. برای من امام رضا علیه السلام برکات زیادی داشتند.
تجربه معنوی یا حال ویژه ای در زمانی که برای اهل بیت شعر می‌گویید برایتان رخ داده است؟ به‌طور خاص در مورد این کتاب.
جماعت شاعر این‌گونه اند که تا درونشان چیزی شکل نگیرد، اثری خلق نمی‌شود. تک‌تک اشعار این مجموعه به نوعی همین حالت است. عموما یا در اثر زیارت بوده است، یا ایام شهادت و یا ولادت حضرت. خاطره‌ای که خیلی دوست دارم اینجا مطرح کنم، این است که چند سال قبل، یکی از اولین جشنواره‌هایی که شعر من برگزیده شد، جشنواره «ملکوت هشتم» بود که آستان قدس رضوی برگزار می‌کرد. در آن‌جا علاوه بر هدیه، یک سری یادگاری هم به ما دادند. یکی از آن ها یک انگشتر بود که همین الان هم به دست دارم، دیگری تندیس سنگ قبر امام رضا علیه‌السلام بود و یکی هم یک شیشه عطر بود که همه این‌ها را درون یک جعبه زیبا چیده بودند. روزی در خانه بودم که متوجه شدم بوی عطر خوشی در فضا پیچیده، وقتی دنبال آن گشتم دیدم شیشه ‌همان عطر که من هیچ‌وقت از آن استفاده نکرده بودم، درون جعبه‌اش شکسته است. آن روز، روز شهادت امام رضا علیه‌السلام بود و برایم خیلی جالب بود که آن عطر در آن روز خاص، خودبخود شکست.
تاکنون شده که شعر خودتان را برای امام نذر کنید؟
میان شعرایی که با اهل بیت ارتباط دارند، نذر کردن شعر، خیلی رایج است. به‌ویژه در مورد امام رضا علیه‌السلام، اگر یک شاعر بیاید حرم و شعر نگوید و برود، مثل این است که زیارتش کامل نشده باشد. خیلی اتفاق افتاده که شعرم را نذر کنم.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: