دكتر سيدناصر عمادي
الگویی برای دیپلماسی فرهنگی کشور

دکتر سیدناصر عمادی متخصص پوست و استاد دانشگاه است که چند سالی می‌شود به صورت خودجوش و جهادی به کشورهای افریقایی و مناطق جنگزده سفر می‌کند تا برای درمان مردم کنار آنها باشد.

   به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )    دکتر سیدناصر عمادی متخصص پوست و استاد دانشگاه است که چند سالی می‌شود به صورت خودجوش و جهادی به کشورهای افریقایی و مناطق جنگزده سفر می‌کند تا برای درمان مردم کنار آنها باشد. این متخصص و عضو هیئت علمی دانشگاه سختی مسافرت و کار در مناطق محروم را به جان می‌خرد تا زکات علمش را بدهد. او بدون آن‌که کتابی چاپ کند یا تبلیغاتی داشته باشد تنها با عملی کردن اخلاق نبوی و علوی، محبوب بسیاری در آن سوی مرزها شده است. برای همین پربیراه نیست اگر بگوییم وی الگویی برای دیپلماسی فرهنگی کشورمان است؛ سفیری بی‌مدعا که زندگی و کار خود را وقف درمان بیماران و آموزش دانشجویان آفریقایی کرده و دلسوزانه و خالصانه تلاش می‌کند.
شما اخیراً باز به آفریقا سفر کردید. آیا به منظور درمان بیماران بود؟
بله امسال در خرداد ماه به همراه گروه ۱۸ نفره از پزشکان مختصص در رشته‌های مختلف پزشکی عازم کشور گینه کوناکری شدیم. چون بیماری‌های پوستی آن‌جا رایج‌تر است و من قبلاً به واسطه سفرهایی که داشته‌ام آشنایی بیشتری با مردم منطقه و این بیماری داشتم. همزمان کلاس‌های آموزشی به همراه ویزیت و درمان بیماران هم به عهده داشتیم به خصوص بیمارانی که مبتلا به HIV  بودند. طی حدود ۱۰ روزی که در این کشور بودیم هر روز صبح بیماران مبتلا به HIV  را درمان می‌کردیم و بعد از ظهر هم کلاس‌های آموزشی برای دانشجویان داشتیم.
با توجه به اینکه شما ایرانی هستید برخورد دانشجویان با شما چطور بود؟
سؤال جالبی بود، اتفاقاً در یکی از کلاس‌های آموزشی، دانشجویی سؤال کرد ما شنیدیم حامی تروریست هستید نظر شما چیست؟ من به او جوابی ندادم چون می‌خواستم نشان بدهم تمام تمرکز ما کار علمی است نه مباحث سیاسی تا سوءبرداشت نشود. فردا همان دانشجو سؤال خودش را تکرار کرد و گفت روز گذشته از شما سؤال کردم دفاع شما در این‌ باره چیست؟ در جواب او یکی از دانشجویان کلاس گفت طی این مدت ۱۰ روز ما فقط از ایشان تلاش برای درمان بیماران را دیدیم تازه بعد از ظهرها بدون استراحتی برای ما کلاس‌ داشتند از همین می‌توان نتیجه گرفت ایران هیچ وقت نمی‌تواند حامی تروریست باشد، درحالی که این طور برای سلامتی و آموزش ما کار و کوشش می‌کنند. من فرصت را مناسب دیدم، گفتم چرا فکر می‌کنید ما حامی تروریست هستیم؟ گفت برای این‌که شما در کشورهای عراق و سوریه حضور جدی دارید.
بعد توضیح دادم گفتم آیا شما قبول دارید که داعش تهدید جهانی است؟ همه گفتند بله. گفتم آیا قبول دارید که مرکز تنش جهان سوریه است؟ گفتند بله. گفتم آیا قبول دارید داعش هم در آسیا و هم در امریکا حتی شمال افریقا عملیات داشته است؟ گفتند بله. گفتم آیا قبول دارید در کشوری که مهد داعش است حضور ایران جز مبارزه با داعش کاری دیگری نیست؟ داعش فقط تهدید برای ایران، سوریه و عراق نیست، بلکه تهدیدی برای جهان است. اثباتش این است که داعش در همه کشورها عملیات انتحاری داشته است؛ بنابراین وقتی سربازان ایرانی در این کشورها علیه داعش هستند قطعاً برای امنیت جهان است نه فقط سوریه و عراق و ایران.
در ادامه گفتم من شب قبل از اینکه به کشور گینه کوناکری بیایم برای ادای احترام به منزل یکی از شهدای جنگ با سوریه (شهید محمد بلباسی) رفتم و از سه فرزند شهید خداحافظی کردم. همان زمان متوجه شدم دو ماه بعد از شهادت پدر بوده که دخترش به دنیا آمده و اسمش را زینب گذاشته‌اند. (اسم زینب در کشور گینه کوناکری خیلی مصطلح و رایج است) گفتم فرض کنید این شهید در کشوری دیگر با داعش مبارزه می‌کند تا داعش از بین برود و به کشور شما وارد نشود و ناامنی ایجاد نکند اما او شهید می‌شود هرگز هم فرصت پیدا نمی‌کند تا نگاه مهربانش را به دختر کوچکش بیندازد همه اینها برای امنیت ما و شما با داعش می‌جنگند. این‌که ایران حامی تروریست است اشتباه است. ایران نه تنها مدافع سوریه و عراق است، بلکه موجب امنیت در جهان است. اگر ایرانیان در خط مقدم علیه داعش نبودند امروز داعش حتی در کشور شما هم حضور داشت. فردا دانشجویان در محوطه دانشگاه من را صدا کردند گفتند آقای دکتر بیایید می‌خواهیم با شما عکس یادگاری بگیریم. دیدم عکس شهید محمد بلباسی را از اینترنت پرینت رنگی گرفتند و برای دلجویی از من و اعلام حمایت و وفاداری از جایگاه شهید، عکس او را در روی سینه گذاشتند و من را بین خودشان قرار دادند و عکس یادگاری گرفتند.
وقتی می‌فهمیدند شما برای درمان به عراق هم می‌روید چه عکس‌العملی نشان می‌دادند؟
بعضی از دوستان آفریقایی می‌گفتند آقای دکتر برای شما نگرانیم که به کشور عراق می‌روید پرسیدم برای چی؟ گفتند برای این‌که ممکن است داعش شما را بکشد. گفتم اتفاقاً اگر این اتفاق بیفتد مظلومیت امام حسین(ع) بر همگان مشخص می‌شود و شهید می‌شویم برای آن‌که ما امام حسین را داریم کسی که برای دفاع از حق و حقیقت به شهادت رسید. در این راه اگر کشته ‌شویم مظلومیت شیعه به دنیا ثابت می‌شود و اگر زنده بمانیم هم پای حقمان ایستادیم و مبارزه کردیم. آنها وقتی ببینند ما برای درمان کنارشان هستیم، متوجه می‌شوند که حقیقت چیست.
شما در اوج حضور داعش چند سفرهم به عراق رفتید برای کمک به مردم. در این رابطه بیشتر بگویید.
بله؛ در ۲۴ اسفند سال ۹۴ رفتیم درست ۵ کیلومتری داعش بودیم. داعش ۴۲ موشک به این شهر زده بود، همچنین منطقه را بمباران شیمیایی کرده بود ما هم برای درمان عازم شدیم. زمانی‌که داعش مطلع شد برای درمان آمدیم هشدار دادند که دوباره موشک می‌فرستیم برای همین مجبور بودیم هر دو تا سه ساعت جایمان را عوض کنیم تا محل‌مان شناسایی نشود. جالب است بدانید پزشکان این شهر بعد از عملیات شیمیایی داعش شهر را خالی کرده بودند و فقط ما ایرانی‌ها به درمان مردم مشغول بودیم. برای همین هم مردم خیلی از ما استقبال کردند زیرا می‌دیدند پزشکان ایرانی جان خودشان را به خطر انداختند و در تیررس داعش و حملات شیمایی برای سلامت آنها تلاش می‌کنند.
عوارض این حملات شیمیایی در عراق توسط داعش چقدر بود؟
طبق آماری که گرفتم حدود۹۰۰ نفر آسیب دیده بودند. از این تعداد ۸۰ نفر آسیبشان جدی بود، دو نفر هم به شهادت رسیده بودند، یک دختر چهار ساله به نام فاطمه و یک نفر دیگر هم هفته بعد از آن شهید شد.
منطقه شیعه‌نشین است؟
بله یک منطقه ترکمن که همه شیعه هستند. خیلی برایم جالب بود که در منطقه کردنشین، ترکمن‌ها ساکن هستند. اینجا به منطقه ترکمن‌نشین معروف است. اکثراً به ایران علاقه داشتند و فارسی را هم به خوبی حرف می‌زدند. اتفاقاً در قضیه اخیر بارزانی ترکمن‌ها با این موضوع مخالف بودند.
شما فعالیت‌های زیادی در سردشت و حلبچه هم داشتید، درست است؟
بله شش مأموریت به عراق داشتیم در شهرهای حلبچه، اربیل و اردوگاهی که بعد از حمله داعش به موصل، پناهندگان زیادی آنجا بودند همچنین شهره العماره نزدیک به دو تا ۱۲ مأموریت داشتم.
خاطره‌ای هم از مرحوم طالبانی دارید؟
ایشان در کنار دیابت، کلیه‌هایش هم مشکل داشت به همین خاطر دیالیز می‌شد. در کنار این وضعیت، عارضه پوستی هم داشت لذا از ما خواسته بودند تا درمانش کنیم. قرار بود به عیادتش بروم، حتی می‌خواستم بعدش کربلا هم بروم ولی خبر دادند که بهتر است برای درمانش نروید چون ممکن است شناسایی شوید و دیگر نتوانید به راحتی به کردستان عراق برای درمان بیماران بروید و مورد هدف قرار بگیرید برای همین خوب است از ملاقات با مقامات عالیرتبه عراق پرهیز کنید.
منبع: روزنامه جوان

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: