کاشف السلطنه پدر چای ایران و اسلام اوردن چای کاران چینی

متخصصین چایکاری که از چین استخدام کرده بود، به نام‌های “تنگ خی تسویا هایی چو” که بعد از تشرف به اسلام و رفتن به حج، به نام حاجی محمد مشهور شد و “درونری” به نام حاجی علی و “شوتنگ چی با سیفانچی” به نام حاجی حسن و “یوان چی” که زود فوت کرد (گویا در آخرین سفر، یوان چی هم در ماشین همراه کاشف‌السلطنه بوده که کشته شده و در پایین مقبره کاشف‌السلطنه دفن گردیده است) که برادرزاده‌اش “ایپ موچن” به نام حاجی حسین ایراندوست تغییر نام دادند.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  در سال ۱۳۱۳ قمری (۱۲۷۴ شمسی، ۱۸۹۵ میلادی) حاج محمد میرزا که سی سال داشت، با نامزدش خانم گوهر گرانمایه ازدواج کرد و چون از طرف میرزا محسن خان مشیرالدوله به سمت ژنرال کنسولی ایران در هند مأمور شده بود، به سال ۱۳۱۴ قمری عازم مسافرت به محل مأموریت خود گردید. در آن هنگام تقریباً تمام مأموریت‌های وزرات خارجه در بالاترین حد مقام آن زمان، یعنی وزیر مختاری بود و هنوز در حد سفیر مأمور به جایی نمی‌فرستادند، مگر به صورت فوق‌العاده و یا در عثمانی، که برای ایران بسیار اهمیت داشته است.

این قسمت را او از طریق نامه‌های گزارشی که به وزیر خارجه وقت ـ مشیرالدوله ـ نوشته، به‌طور کامل شرح داده است: “پس از مدتی اقامت در بمبئی، چون نائب السلطنه وقت، لرد کرزن و تمامی هیأت‌های نمایندگی ممالک مختلف به محل تابستانی در سیملا در دامنه هیمالیا رفته بودند، او نیز به سیملا نقل مکان کرد و در هتلی اقامت گزید که در آن‌جا هم دفتر کار سفارت را دائر نمود و هم برای محل اقامت خود در آن هتل جای گرفت.
نظر به این‌که بعضی از ملاکین و تجار ایرانی طرف معامله با هند، بارها تقاضای تخم چای کرده و آن را وارد کرده، ولی نتوانسته بودند به‌عمل بیاورند و همچنین مظفرالدین شاه قاجار چند بار تخم چای خواسته و دستور داده بود در ملک شخصی‌اش بکارند و باز نتیجه نداده بود، در ملاقات کاشف‌السلطنه قبل از سفر هند او را تشویق کرده بود که تخم چای و متخصص پرورش چای به ایران بفرستد.

سرانجام در مکاتبات رسمی به وزیر خارجه وقت دستور داده شد که حاج محمد میرزا خود تخصص لازم را کسب کرده، در ایران به کار زراعت چای و تهیه آن بپردازد.
از این‌رو، او از بدو ورود به هند تمامی کوشش خود را به‌کار برد و از ابتدا شروع به مطالعه در مراکز و کارخانه چای نمود تا سه ناحیه را در هندوستان پیدا کرد که مناسب کشت چای است: یکی در شمال (در دره‌های دارجلینگ) و در آسام و نیز در مزارع کانگرا در ناحیه پنجاب،
یک ناحیه کوهستانی در وسط هند که شمال کلکته بوده و یک ناحیه جنوبی در سیلان که در حال حاضر به‌جای سیلان، سریلانکا نامیده می‌شود و مستقل است.
به دلیل این‌که مزارع کانگرا قدیمی‌تر و زراعت چای در آن ناحیه به حد کمال رسیده بود و معروفترین کارخانه‌های چایسازی در آن ناحیه بود، آن محل را برای تحصیل انتخاب نمود و در فصل پاییز که فصل چایکاری شروع می‌شد، به عنوان یک تاجر آماتور فرانسوی که علاقه‌مند به یاد گرفتن تفننی این فن می‌باشد، شروع به کار کرد. دلیل این کار این بوده که فن چای را کاری سری و انحصاری می‌دانستند و حاضر نمی‌شدند کسی آن را یاد گرفته و در سطح وسیع به آن عمل کند. از فرستادن تخم چای و نهال آن در خارج از هند مضایقه‌ایی نداشتند، ولیکن از یاد گرفتن این تخصص شدیداً ممانعت می‌کردند. در هر صورت حاج محمد میرزا تا آخر دوره و گرفتن گواهینامه خیلی خوب از عهده برآمد و نگذاشت احدی بفهمد او یک دیپلمات ایرانی است که در واقع مأموریت وی عمدتاً آموختن زراعت و به‌عمل آوردن چای است.
در پایان دوره، حاج محمد میرزا یا (تاجر فرانسوی) از آقای تامپسون انگلیسی که رئیس کل مؤسسه در کانگرا بوده، گواهینامه چایکاری را می‌گیرد که چگونگی عمل و تحصیل و آموزش او را عالی توصیف کرده بود. به همین منظور و برای تمرین بیشتر در نزدیکی سیملا مزرعه‌ای اجاره نمود و در آن‌جا به چایکاری اشتغال ورزید. آن‌گاه پس از اولین برداشت، اشخاص مهم را دعوت می‌کند و با چای محصول زحمات خودش از آنان پذیرایی می‌کند که بسیار مورد پسند واقع می‌شود.

حاج محمد میرزا قبل از مراجعت به ایران، مقدار زیادی تخم چای، به‌علاوه چهار هزار گلدان نهال چای و قهوه و تخم کنف، دارچین، فلفل، میخک، هل، انبه، گنه‌گنه، کافور، ریشه زردچوبه، زنجبیل و … خریداری می‌کند که در ایران امتحان نماید (هزار عدد از آن گلدان‌ها از انواع مختلف چای و هزار گلدان نمونه قهوه و فلفل بوده است و لازم به ذکر است، دستور کشت و عمل کردن آن‌ها را هم شخصاً می‌نوشته و یاد می‌داده است).

آغاز کشت چای در ایران
بازگشت به تهران و ارائه نهال و بذر به عنوان رهآورد سفر در تاریخ هفتم رجب ۱۳۱۸ (برابر با دهم آبان ۱۲۷۹ خورشیدی، دوم نوامبر ۱۹۰۰ میلادی) بود و بعد از مدت کمی، مظفرالدین شاه به حاج محمد میرزا، لقب کاشف‌السلطنه داد و امتیاز کشت چای در تمام نقاط ایران را به او اعطاء کرد (تاریخ این موضوع شوال ۱۳۱۸ است). قبل از مرحوم کاشف‌السلطنه، چای برای اولین بار در ایران توسط حاج محمد اصفهانی در سال ۱۳۰۲ در عصر ناصرالدین شاه کشت شد و لیکن پیشرفتی نکرد و موفقیتی در زراعت آن حاصل نگردید.
ابتدا اعیان و ملاکین گیلان به‌خاطر ملاحظات و توهمات مختلف حاضر نمی‌شدند که به او زمین اجاره بدهند و به این ترتیب، مقداری نهال و تخم چای فاسد شد و از بین رفت. او به حدی امیدش مبدل به یأس شده بود که نزدیک بود از عمل چایکاری منصرف شود. سرانجام با کمک مأمورین دولتی موفق به یافتن زمین مناسب شده و شش جریب زمین از اراضی ملکی میرزا کاظم خان نائب‌الوزاره در چاهانه سر یا چهارخانه سر (کاشف‌السلطنه این زمین را باغشاه نامید) که بر سر راه قدیم لاهیجان به لنگرود بوده اجاره کرد و قطعه زمینی هم از اراضی تنکابن ملک محمد ولی خان سپهسالار تنکابنی که پدر شوهر خواهر کاشف‌السلطنه هم بود گرفت و برای اولین بار در این دو قطعه زمین شروع به کشت چای کرد و این در سال ۱۳۱۹ قمری، مطابق با ۱۲۸۰ خورشیدی و ۱۹۰۱ میلادی می‌باشد.
کم‌کم بعد از شش سال، نواحی کشت چای افزایش یافت و کاشف‌السلطنه چای بسیار ممتازی با رنگ و طعم و عطر بسیار خوب به‌عمل آورد و امیدوار بود که با توسعه بیشتر آن، ایران را از واردات چای و صرف پول برای خرید آن از خارج بی‌نیاز کند و حتی اگر ممکن شد، مازاد چای را به خارج صادر نماید و بفروشد.
او معتقد بود که ایران برای قند و چای و نفت سفید نباید پولی صرف کند و این سه قلم را وارد کند، بلکه باید خود او از ایران این سه قلم را به‌دست بیاورد.
برای هر بار سفر به لاهیجان و مراجعت، چون اتومبیل و جاده مناسب نبود، از راه‌های کوهستانی و با اسب و قاطر، منزل به منزل می‌رفتند که حدوداً یک ماه طول می‌کشید. کاشف‌السلطنه و خانواده او هر بار ماه‌ها در لاهیجان می‌ماندند. حتی یک بار یک سال تمام آن‌جا ماندند که از کشت تا چیدن و خشک کردن و بو دادن چای، همه را با نظارت خود و تعلیم صحیح به چایکاران بیاموزد.

پایان کار کاشف‌السلطنه، پدر چای ایران زمین
کاشف‌السلطنه که با فرمان مظفرالدین شاه امتیاز کشت چای را در همه ایران داشت، در این زمان تحت نظام جدید اداری و مملکتی از طرف وزارت فوائد عامه به ریاست سازمان چای تعیین شد و او با تمام اشکالات و کارشکنی‌هایی که از اولین مرحله تا آخر عمر با آن روبه‌رو بود، به کار چایکاری و تعلیم و توسعه آن ادامه داد. در آن هنگام، مزارع چای در آستارا، تنکابن، طوالش، لاهیجان، مازندران و استرآباد دائر و مورد بهره‌برداری بود.
همچنین متخصصین چایکاری که از چین استخدام کرده بود، به نام‌های “تنگ خی تسویا هایی چو” که بعد از تشرف به اسلام و رفتن به حج، به نام حاجی محمد مشهور شد و “درونری” به نام حاجی علی و “شوتنگ چی با سیفانچی” به نام حاجی حسن و “یوان چی” که زود فوت کرد (گویا در آخرین سفر، یوان چی هم در ماشین همراه کاشف‌السلطنه بوده که کشته شده و در پایین مقبره کاشف‌السلطنه دفن گردیده است) که برادرزاده‌اش “ایپ موچن” به نام حاجی حسین ایراندوست تغییر نام دادند.

 

 

پاسپورت اقای ایپ موچن

سند مسلمان شدن ایپ موچن

تغییر نام ایپ موچن به حسین ایراندوست

سیاهه جهیریه ایپ موچن(حسین ایراندوست)

هرکدام از آن‌ها در شانگهای با مقرری ماهانه چهل تومان نقره به استخدام کاشف‌السلطنه درآمدند و تا سال ۱۳۴۲ خورشیدی مشغول به کار بودند.
این چهار نفر، ضمن تشرف به دین اسلام، به حج تمتع رفته و هر چهار نفر همسرانی ایرانی گرفتند و صاحب فرزاندانی شدند که الآن نوادگان آن‌ها حتماً حیات دارند.
تا سال ۱۳۴۲ خورشیدی، هایی چو یا حاجی محمد در رشت، درونری یا حاجی علی و سیفان چی یا حاجی حسن هر دو در دانشکده کشاورزی کرج، وایپ موچن یا حاجی حسین ایراندوست در لاهیجان به کار اشتغال داشتند.
حاج حسین ایراندوست از همسر ایرانی خود شش فرزند دارد و بعد از دوران بازنشستگی باز هم به عنوان متخصص در یکی از کارخانه‌های شمال کار می‌کرد (وی همیشه افتخار می‌کرد که تمام متخصصین ایرانی چای، تربیت‌شده او هستند و عقیده داشت که برای بهبود کیفیت باید هر کارخانه، چای خود را بسته‌بندی کرده و به بازار عرضه کند تا از روی رقابت، بهتر شدن چای و حتی عالی‌شدن آن میسر شود).
کاشف‌السلطنه با تمام بار و ماشین‌آلات چای و همراهان از بمبئی با کشتی به مقصد بوشهر حرکت کرد و در آخرین روزهای اسفند ۱۳۰۷ خورشیدی در بوشهر پا به خاک ایران گذاشت و با اشتیاق این‌که در هنگام حلول سال نو بتواند در کنار فرزندان و اعضای خانواده خود باشد، از بمبئی کارت پستالی برای آخرین فرزند خود (مهرماه خانم) نوشت و فرستاد که تاریخ آن، دهم آذر ۱۳۰۷ خورشیدی است و این، آخرین نوشته او بود.

منبع: لاهیگ

 

پی نوشت: با تشکر از خانواده اقای ایپ موچون(حسین ایراندوست) که با تماس با کانال رهیافته تصاویر و مدارک مربوط به پدر بزرگ گرامیشان را برای ما ارسال نمودن

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: