پیامبران اولوالعزم/نام حضرت محمد(ص) در تورات و انجیل/شناخت وحی/ایا عصمت انبیا جبری است/فرق معجزه و سحر

در کتاب قدیمى به خط یونانى و سریانى پیش از ظهور پیامبر اسلام صلی الله لفظ “فارقلیطا” را به معنى احمد و محمد ترجمه نموده بودند، علماى اهل کتاب پس ار ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله به خاطر منافع شخصى خود، نام و نشانه هاى او را طور دیگرى تفسیر و توجیه کردند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) پیامبران اولوالعزم و نام رسول الله در تورات و انجیل همچنین چیستی وحی . هدف از معراج رسول الله صلی الله علیه و اله سئوالاتی هستند که در این بخش پرسش و پاسخ آیت الله مکارم به آن می پردازیم.

بخش۱۷

پیامبران اولوالعزم چه کسانى هستند؟

اولوالعزم به معناى صاحبان عزم است لذا باید معنى عزم را بررسى کرد.
عزم به معنى اراده استوار و محکم است. راغب در مفردات مى گوید عزم به معنى تصمیم گرفتن براى انجام کارى است (عقدالقلب على امضاء الامر)
در قرآن مجید گاهى عزم به معنى صبر بکار رفته، مثل سوره شورى آیه ۴۳ “و لمن صبر و غفران ذالک لمن عزم الامور، کسى که صبر کند و عفو نماید این از عزم امور است”
و گاه به معنى وفاى به عهد مانند سوره طه آیه ۱۱۵ “و لقد عهدنا الى ادم من قبل فنسى و لم نجد له عزما، ما به آدم از قبل عهد کردیم اما او فراموش کرد و بر سر عهد خود نایستاد”
در آیه ۷ سوره احزاب اشاره شده” به خاطر بیاور هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم، از همه آنها پیمان محکمى گرفتیم”
روایات فراوانى در منابع شیعه و اهل سنت نیز در این زمینه نقل شده است که پیامبران اولوالعزم همین پنج تن بودند. چنانکه از حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده” بزرگ پیامبران و رسولان پنج نفرند و آنها پیامبران اولوالعزم هستند و آسیاى نبوت و رسالت بر محور وجود آنها دور مى زند، آنها نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و محمد صلی الله علیه واله بودند” ( کافى جلد ۱ باب طبقات الانبیاء والرسل حدیث ۳)
ولى بعضى مفسران اولوالعزم را اشاره به پیامبرانى مى دانند که مامور به پیکار با دشمنان شدند، بعضى عدد آنها را ۳۱۳ نفر دانسته و بعضى همه پیامبران را اولوالعزم مى دانند (درالمنثورجلد۶ ص ۴۵)
ولى تفسیر اول که پیامبران اولوالعزم همین پنج نفرند از همه صحیح تر است و روایات اسلامى آنرا تایید مى کند.

آیا در تورات و انجیل بشارت به ظهور پیامبر اسلام (ص) آمده است؟

گر چه شواهد تاریخى و محتویات کتب تورات و انجیل نشان مى دهد دست تحریف بسوى آنها دراز شده است ولى در همین کتب تحریف یافته عباراتى که اشاره به ظهور پیامبر اکرم است دیده مى شود ما تنها به چند قسمت به عنوان نمونه اشاره مى کنیم.
در تورات سفر تکوین، فصل ۱۷ شماره ۱۷ تا ۲۰ مى خوانیم:

و ابراهیم به خدا گفت اى کاش اسماعیل در حضور تو زندگى نماید…. و در حق اسماعیل دعاى تو را شنیدم اینک به او برکت دادم و او را بارور گردانیده به غایت زیاد خواهم نمود و دوازده سرور تولید خواهد نمود و او را امت عظیمى خواهم نمود.
در تورات سفر پیدایش باب ۴۹ شماره ۱۰ مى خوانیم:

عصاى سلطنت از یهودا و فرمانروایى از پیش پایش، نهضت خواهد نمود تا وقتیکه “شیلوه” بیاید که به او امتها جمع خواهد شد.
“شیلوه” طبق معانى مستر هاکس در کتاب قاموس مقدس فرستادن مى باشد که با کلمه “رسول الله” موافق است.
در انجیل یوحنا باب ۱۴ شماره ۱۵-۱۶ مى خوانیم:

اگر شما مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید و من از پدر خواهم خواست و او تسلى دهنده دیگر به شما خواهد داد و تا ابد با شما خواهد ماند.
انجیل یوحنا باب ۱۶ شماره ۷ مى خوانیم:

لیکن به شما راست مى گویم شما را مفید است که من بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد…. اما چون او یعنى روح راستى بیاید او شما را به تمامى ارشاد خواهد نمود، زیرا او از پیش خود سخن نخواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد.
در کتاب قدیمى به خط یونانى و سریانى پیش از ظهور پیامبر اسلام صلی الله لفظ “فارقلیطا” را به معنى احمد و محمد ترجمه نموده بودند، علماى اهل کتاب پس ار ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله به خاطر منافع شخصى خود، نام و نشانه هاى او را طور دیگرى تفسیر و توجیه کردند.

حقیقت اسرار آمیز وحى چیست؟

بدون شک ما نمى توانیم از رابطه وحى و حقیقت آن اطلاع زیادى پیدا کنیم چرا که ارتباطى است خارج از ارتباط هاى شناخته شده ما.
هیچ دلیل عقلى که امکان چنین امرى را نفى کند وجود ندارد، بلکه ارتباط هاى مرموزى را در جهان خود مى بینیم که از تفسیر آن عاجزیم، و این ارتباط ها نشان مى دهد که مافوق حواس و ارتباط هاى ما نیز درک و دید هاى دیگرى وجود دارد.
وحى یکنوع درک و ارتباط باعالم غیب و ذات پاک خداوند است که چون ما فاقد آن هستیم حقیقت آن را درک نمى کنیم هر چند از طریق آثار به وجودش ایمان داریم .
ما همین اندازه مى بینیم مردانى بزرگ با دعوتى که محتواى آن مافوق افکار بشر است و معجزات و خارق عاداتى که آن نیز فوق طاقت بشر است با خود دارند که ارتباط شان را با عالم غیب روشن مى سازد، آثار نمایان است اما حقیقت امر مخفى.
ما حتى در عالم حیوانات پدیده هایى مى بینیم که از تفسیر آن عاجزیم پرندگان مهاجر که از قطب شمال به جنوب و بالعکس حرکت مى کنند سفر دور و دراز خود را ادامه مى دهند در حالیکه ما اگر یک صدم مسیر را بدون وسایل فنى و راهیابى طى کنیم بزودى گم مى شویم و یا گروهى از ماهیان در اعماق دریا به هنگام تخم ریزى هزاران کیلومتر باز مى گردند تا به زادگاه خود برسند و امثال این پدیده هاى مرموز در جهانى که در آن زندگى مى کنیم بسیار زیاد است.
ابزار شناخت در هر جا متناسب همان علم است و ابزار شناخت براى ماوراء طبیعت چیزى جز استدلالات نیرومند عقلى که راه را به سوى آن جهان بزرگ باز مى کند نخواهد بود.

هدف ازمعراج چه بود ؟

هدف این بود که روح بزرگ پیامبر ص بامشاهده اسرار عظمت خدا را در سراسر جهان هستى, مخصوصا عالم بالا که مجموعه اى است ازنشانه هاى عظمت او مشاهده کند .
روایتى از امام صادق ع از علت معراج نقل شده که فرمود: “خداوند هرگز مکانى ندارد، و زمان بر او جریان نمى گیرد، و لکن او مى خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر صلی الله علیه و اله در میان آنها احترام کند و نیز از شگفتى هاى عظمتش به پیامبرش نشان دهد تا پس از بازگشت بازگو کند.( تفسیر برهان جلد ۲ ص ۴۰۰ )

آیا عصمت انبیاء جنبه جبرى دارد ؟

مصونیت معصومین در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقواى آنها سرچشمه مى گیرد، درست مانند پرهیز از پاره اى از گناهان براى فرد فرد ما که بخاطر علم و آگاهى و ایمان و معرفت آنرا ترک مى کنیم. مثل مواد مخدر، و… مسلما این ترک مواد مخدر براى او یک فضیلت است که از علم و آگاهى او سر چشمه مى گیرد ولى اجبارى در کار نیست و توانایى استعمال مواد مخدر را دارد.
به تعبیر دیگر ترک گناه براى پیامبران، محال عادى است، نه محال عقلى و مى دانیم محال عادى با اختیار بودن سازگاراست.
سطح بالاى معر فت ایمان انبیاء که خود یک افتخار و فضیلت است سبب افتخار و فضیلت دیگرى که مقام عصمت است مى گردد که این از امدادات الهى است. ولى با این قید که امدادهاى الهى بى حساب نیست و لیاقتهایى در آنها وجود داشته است، همانگونه که قرآن درباره حضرت ابراهیم مى فرماید: او تا از عهده امتحانات مهم الهى برنیامد به مقام پیشوایى خلق نرسید (بقره ۱۲۴) یعنى ابراهیم پس از پیمودن این مراحل با اراده و اختیار خود لایق آن موهبت عظیم الهى شد. و درباره یوسف قران مى فرماید: اعمال صالح و شایسته یوسف او را آماده براى آن موهبت بزرگ الهى کرد. ( یوسف ۲۲ )
درباره موسى مى فرماید: ما تو را بارها امتحان کردیم و سالها در میان شهر مدین توقف کردى، و بعد از بیرون آمدن از امتحانات، داراى قدر و مقامى شدى (طه ۴۰)
از سوى دیگر اگر پیامبران مشمول چنین مواهبى شده اند به موازاتش مسئولیتهاى سنگین بردوش آنان گذارده شده است.
افتخار آنها این است که حتى ترک اولى نمى کنند و این یک امر اختیارى براى آنهاست، و اگر بندرت ترک اولى از بعضى از انبیاء سر زده به همان نسبت مورد خطاب و عذاب شدید الهى، و گاه گرفتار پاره اى از محرومیت ها شده اند. و بزودى جبران کرده اند.

فرق معجزه و کارهاى خارق عادت ساحران ومرتاضان چیست ؟

معجزه متکى به نیروى الهى است در حالیکه سحر و خارق عادت ساحران و مرتاضان از نیروى بشرى سرچشمه مى گیرد.
آنها کارهایى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند و هر کارى به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند تا کنون دیده نشده مرتاض یا ساحر بگوید من آماده ام هر چه بخواهید انجام دهم، چرا که هر کدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.
درست است که انبیاء معجزاتى را شخصا و قبل از مطالبه مردم ارائه مى کردند مانند قران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و عصا و ید بیضاء موسى و احیاى مردگان توسط مسیح، ولى هنگامى که امتها به آنها پیشنهادهاى جدیدى مى کردند مانند شق القمر یا برطرف شدن انواع بلاها از فرعونیان و یا نزول مائده آسمانى براى حواریون و مانند اینها هرگز از آن استنکاف نداشتند البته بشرط اینکه براى کشف حقیقت باشد نه به عنوان بهانه جوئى لجوجان.
معجزات چون از هیچ انسانى ساخته نیست همواره توام با تحدب بوده، مثلا پیغمبر اسلام فرمود ” اگرتمام جن و انس جمع شوند که همانند قران را بیاورند توانایى ندارند.
همانگونه که هیچ انسانى قدرت معاوضه در برابر پروردگار را ندارد. نمونه این مسئله در قران داستان موسى و فرعون، که تمام ساحران مقدمه چینى براى ارائه سحر داشتند و سرانجام در یک چشم بر هم زدن در برابر اعجاز موسى همه نقش برآب شد.

 

بخش های دیگر از کتاب۱۸۰پرسش و پاسخ را بخوانید؛

بخش۱: (انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی) 

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۳: (آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟) 

بخش۴: (چگونه دین فطری است؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده، توحیدذات,صفات,افعال وعبادت چیست ؟) 

بخش۷: (اراده خداوند، سخن گفتن خدا، خشم خدا،اسم اعظم)

بخش۸: (مفهوم مکر درباره خدا، تقاضای رویت خدا توسط موسی،عرش خدا و عالم ذر چیست؟)

بخش۹: (هدایت و ضلالت از سوی خدا به چه معناست؟) 

بخش۱۰: (آیا مشاهده خداوند امکانپذیر است؟/روح القدس کیست؟) 

بخش۱۱: (بداء چیست ایا خداوند در چیزی حلول می کند؟) 

بخش۱۲: (آیا توسل به اولیا شرک است؟بالا بردن دست هنگام دعا/قوانین ثابت و نیازهای متغییر/ائین حضرت محمد قبل از اسلام )

بخش۱۳: (توبه مرتد فطری/چگونه خود را در مقابل حوادث بیمه کنیم/تسبیح موجودات/علم خدا به حوادث آینده ) 

بخش۱۴: (تفاوتهاى طبیعى درانسان ها باعدالت سازگاراست؟ چرا خداوند شیطان را آفرید؟) 

بخش۱۵: (فلسفه مصیبت ها وگرفتاری هائى که به انسان مى رسد چیست ؟ )

بخش۱۶ (جاودانگی در آتش جهنمبا عدل الهی سازگار است؟

 

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی)

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: