چگونه دین فطری است؟

انسان هنگامی که به اعماق جانش نگاه مى کند، نور حق مى بیند، ندائى با گوش دل مى شنود، ندایى که او را بسوى مبدا علم و قدرت بى نظیر در جهان هستى دعوت مى کند و این درک وجدانى درست همانند زیبایى گل خود را نیازمند به دلیلى نمى بیند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گزیده ای از کتاب ۱۸۰ پرسش و پاسخ ایت الله مکارم شیرازی (چگونه دین فطری است؟)

بخش۴

 چگونه دین فطرى است؟

(مفهوم فطرت این است انسان حقایقى را بدون هیچگونه نیاز به استدلال در مى یابد)،
انسان هنگامی که به اعماق جانش نگاه مى کند، نور حق مى بیند، ندائى با گوش دل مى شنود، ندایى که او را بسوى مبدا علم و قدرت بى نظیر در جهان هستى دعوت مى کند و این درک وجدانى درست همانند زیبایى گل خود را نیازمند به دلیلى نمى بیند.

فطری

شواهد زنده فطرى بودن ایمان به حق
این شواهد را در پنج قسمت مى توان خلاصه کرد؛

۱-واقعیت هاى تاریخى:

جوامع بشرى در طول تاریخ همواره در مسیر پرستش حق بوده اند. ویل دورانت مى گوید لادینى جزء حالات نادر است و این اعتقاد کهن که دین نمودى است که عموم افراد بشر را شامل مى شود با حقیقت توافق دارد. در تعبیر دیگرى مى افزاید: منبع این تقوایى که به هیچ وجه از دل انسان زدوده نمى شود در کجا قراردارد؟ ( تاریخ تمدن ویل دورانت جلد۱ صفحه ۸۷-۸۹)


اگر اعتقاد به خدا و مذهب جنبه عادت یا تقلید یا تلقین و تبلیغ دیگران داشت ممکن نبود اینچنین عمومى و همگانى و در طول تاریخ بشر استمرار داشته باشد این بهترین دلیل فطرى بودن آن است.

۲– شواهد باستان شناسى:

آثار و علائمى که از دوران هاى قبل از تاریخ باقیمانده نشان مى دهد که اقوام قبل براى خود مذهبى داشته اند و به خدا و معاد و زندگى بعداز مرگ معتقد بوده اند. به خاک سپرده شدن اشیاء گرانقیمت همراه مردگان، مومیایى، و ساختن مقابرى چون اهرام مصر، همه شاهد ایمان گذشتگان به مسائل مبداء و معاد است. وجود ایمان مذهبى در دوران هاى قبل از تاریخ قابل انکار نیست.

۳- مطالعات روانى و اکتشافات روانکاوان:
چهار احساس معروف که روانکاوان و روانشناسان به عنوان ابعاد چهارگانه روح آدمى معرفى کرده اند ۱- حس دانایى ۲- حس زیبایى ۳- حس نیکى ۴- حس مذهبى، گواه زنده این معنى است ( کتاب حس مذهبى ترجمه مهندس بیانى )
بعد چهارم روح انسانى، که گاه از آن تعبیر به گرایش به کمال مطلق یا بُعد قدسى و یزدانى مى کنند همان است که انسان را بسوى مذهب دعوت مى کند.

۴- ناکامى تبلیغات ضد مذهبى:
شدیدترین تبلیغات ضد مذهبى در طى چند قرن اخیر مخصوصا در مغرب زمین صورت گرفته که در نوع خود از نظر وسعت و گستردگى و استفاده از وسائل مختلف بى نظیر بوده است.
کمونیستها نیز با تمام قدرت براى محو مذهب به میدان آمدند و تمام وسایل تبلیغاتى و افکار فلاسفه خود را براى این کار استخدام کردند و با تمام توان کوشیدند که مذاهب را افیون جامعه معرفى کنند!، ولى این امواج عظیم ضد مذهب نتوانست ریشه هاى مذهب را از اعماق دلها برکند بطوریکه امروز احساسات مذهبى در جهان گسترش چشمگیرى پیدا کرده که نشان دهنده این است که مذهب ریشه اى در اعماق فطرت همه انسان ها دارد.

۵- تجربیات شخصى در شدائد زندگى:
بسیارى از مردم در زندگى خود، در آنجایى که درهاى، اسباب ظاهرى به روى انسان بسته شده و کارد به استخوانش مى رسد، امیدى از اعماق جان او را متوجه مبدا ى مى کند که قادر بر حل همه مشکلات است دل به او مى بندد و از او استمداد مى طلبد حتى افرادى که در شرائط عادى گرایش مذهبى ندارند.
اینها همه گویاى حقیقتى است که در قرآن مجید درباره فطرى بودن خدا شناسى و اصالت حس مذهبى آمده است. که او را بطرف حقیقتى بزرگ، عالم و قادر و متعالى که نامش را الله. یا خدا مى نهیم دعوت مى کند ممکن است کسانى، نام دیگرى بر او بگذارند، سخن در نام گذارى نیست در ایمان به آن حقیقت است.

۶- گواهى دانشمندان بر فطرت مذهبى:
مسئله فطرى بودن معرفه الله مطلبى نیست تنها در قرآن و روایات باشد. کلمات دانشمندان و فلاسفه غیر مسلمان و شعراى نکته سنج از آن پر است.
انیشتن در این زمینه مى گوید: یک عقیده و مذهب بدون استثنا در همه وجود دارد من آن را احساس مذهبى آفرینش نام مى نهم. انسان وجود خود را یک نوع زندان مى بیند گویى مى خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستى را به صورت حقیقت واحدى دریابد. ( دنیایى که من مى بینم صفحه ۵۳)
پاسکال: دلائلى دارد که عقل را به آن دسترسى نیست( سیرحکمت در اروپا ص ۱۴ )
ویلیام جیمز: من بخوبى مى پذیرم که سرچشمه زندگى مذهبى دل است ( سیر حکمت در اروپا ص ۳۲۱)
ماکس مولر: اسلاف ما از آن موقع به درگاه خدا سر فرود آورده بودند که حتى براى خدا نام هم نتوانسته بودند بگذارند ( مقدمه نیایش ص۳۱ )
پلوتارک: در جهان اماکن زیادى خبرى از عمران و آبادى و علم و صنعت و سیاست و دولت نیست اما جایى که خدا نباشد نمى توانید پیدا کنید. ( مقدمه نیایش ص ۳۱ )
ساموئیل کنیگ: تمام جوامع بشرى داراى نوعى مذهب بودند و…(جامعه شناسى ساموئیل کنیگ ص. ۱۹۱ )
ویل دورانت: اگر ما براى مذاهب ریشه هایى در دوران پیش از تاریخ تصور نکنیم هرگز نمى توانیم آنها را در دوران تاریخ آنچنانکه هست بشناسیم. ( تاریخ تمدن ص۸۸ )

 

بخش های دیگر از همین کتاب را بخوانید؛

بخش۱: (انگیزه و نیاز انسان برای خداجویی) 

بخش۲: (چرا ذات پروردگاررانمى توان درک کرد؟)

بخش۳: (آیا آفریدگار هم آفریدگاری دارد؟) 

بخش۵: (ناممکن بودن تعدد خدایان، معنی لقاء الله، وجه الله،ثارالله، یدالله چیست؟) 

بخش۶: (خداوند سمیع و بصیر، جمال و جلال خداوند،محبت خدا نسبت به بنده چیست؟)

 

تنظیم و پیاده سازی خدیجه سادات علوی– گروه تحقیقات سایت رهیافته وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: