ميكاييل آلوارز
گفت‌وگو با نویسنده زندگینامه امام رضا علیه السلام به زبان اسپانیولی

گفت‌وگو با میکاییل آلوارز مسلمان اسپانیایی که نویسنده کتاب زندگینامه امام رضا(ع) به زبان اسپانیولی است در یک نیمه شب تابستانی و در فرودگاه انجام شد

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)    گفت‌وگو با میکاییل آلوارز مسلمان اسپانیایی که نویسنده کتاب زندگینامه امام رضا(ع) به زبان اسپانیولی است در یک نیمه شب تابستانی و در فرودگاه انجام شد و ما آنقدر غرق در حرف‌های او شدیم که نزدیک بود میکاییل از پرواز جا بماند و مترجم او که بیشتر از ما مشتاق شنیدن حرف‌های او بود با زحمت توانست آلوارز را از گیت عبور دهد. او میهمان سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) بود و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در شب میلاد امام رضا(ع) از این مسلمان فعال اسپانیایی به پاس تلاش‌هایش در عرصه فرهنگ رضوی به عنوان خادم نمونه رضوی تقدیر کرد.  او در این گفت‌وگو گفت: واضح‌ترین تصویری که از ایران در ذهن دارم متعلق به حرم مطهر امام رضا(ع) است. به‌خصوص وقتی اولین بار در نیمه شب حرم رضوی را با آن گنبد طلایی و مناره‌های تا عرش رفته‌اش از دور دیدم احساس کردم چقدر این تصویر زیباست و حرم مطهر چه درخشش و نورانیت عجیبی دارد. گفت‌وگوی ما با میکاییل آلوارز پیش‌روی شماست.

شما فرزند یک خانواده کاتولیک مسیحی هستید اما در سال‌های جوانی مسلمان شدید، چه اتفاقی در زندگی، شما را به تشیع متمایل کرد؟
جوانی‌های من با تحولات مهم سیاسی و اجتماعی در جهان مصادف شد که مهم‌ترینش وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود. من آن زمان آدم سیاسی بودم و تحولات سیاسی بر ذهنم بسیار تأثیرگذار بود. وقتی امام دست به قیام زدند و انقلاب اسلامی در ایران پیش آمد نتوانستم نسبت به این واقعه مهم معاصر بی‌تفاوت باشم پس به انقلاب علاقه‌مند شدم، تحقیق کردم و از اینکه یک روحانی مسلمان شیعه این کار را انجام داده بود شگفت‌زده شدم.

خانواده اولین افرادی هستند که این تحولات روحی را متوجه می‌شوند می‌خواهم بدانم خانواده شما چه واکنشی نسبت به مسلمان شدنتان داشتند؟
آن زمان تعصبات مذهبی در میان خانواده‌های مسیحی در اسپانیا وجود نداشت. خانواده ما هم هیچ تعصب دینی نداشت به‌خاطر همین استرس نداشتم چون می‌دانستم پذیرش این مسئله برایشان سخت نیست و مشکلی پیش نمی‌آید.
از شرایط زندگی‌تان در آن زمان بگویید، اینکه در چه رشته‌ای تحصیل می‌کردید؟شغلتان چه بود و…
من آن زمان دانشجوی مهندسی عمران بودم و در شهر سویلیا زندگی می‌کردم ولی کارم در شهر کوردوبا بود. آخر هفته به شهر خودم برمی‌گشتم. آنجا یکی از دوستانم به نام عبدالحق دختری را که در شمال مراکش زندگی می‌کرد به من معرفی کرد. ما همدیگر را دیدیم و با هم ازدواج کرده و اسپانیا را برای زندگی انتخاب کردیم. ازدواج ما تقریباً مصادف با اوایل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود.

همسرتان مسلمان بودند؟
مسلمان بودند ولی شیعه نبودند تا اینکه ما سفری به ایران داشتیم. وقتی به قم رفتیم و ایشان حرم حضرت معصومه(س) را زیارت کرد در حرم رسماً اعلام کرد شیعه است. این سفر افق‌های جدیدی در ذهن همسرم ایجاد کرد و طرز فکر او درباره تشیع تغییر کرد. وقتی ایشان هم به حرم امام رضا (ع) مشرف می‌شود انقلاب درونی در او شکل می‌گیرد. همسرم آنقدر در حرم امام رضا(ع) منقلب شد که فکر و ذکرش همیشه اینجاست. این دفعه من تنها آمدم و همسرم آرزوی آمدن به حرم را داشت. البته گزارش لحظه به لحظه از تشرفم به حرم امام رضا (ع) را به او می‌دهم. او هم با من دارد زیارت می‌کند.

ازدواج اسپانیایی‌ها با مراکشی‌ها که اغلب مسلمان هستند، مرسوم است؟
کاملاً. چون مراکش هم مرز کشور ماست و بیشترین تعداد مهاجران مسلمان مقیم اسپانیا، مراکشی‌ها هستند.

در قرون اولیه اسلامی مسلمان‌ها وارد اسپانیا شدند، به‌ عبارتی اولین کشور اروپایی که اسلام وارد آن شد اسپانیاست. با توجه به این سابقه و قدمت، چقدر در آنجا مسلمان وجود دارد؟
اسلام در اسپانیا سابقه تمدنی دارد ولی در حال حاضر شرایط به گونه‌ای است که مسلمان‌ها و به‌خصوص شیعیان شدیداً کنترل می‌شوند. البته از بعد جنگ‌های صلیبی همواره حرکت‌های اسلامی کنترل می‌شده. به‌خصوص در روستاها تعصب زیادی داشتند که اسلام در آنجا دوباره زنده نشود. به همین خاطر می‌توانم بگویم آن سابقه تمدنی متأسفانه نمود خاصی در اسپانیا ندارد چون هر حرکتی انجام شود با آن برخورد خواهد شد. البته برخی آثار تمدن اسلامی در اسپانیا باقی مانده است کوردوبا و آلیکانته از جمله شهرهایی هستند که آثار تمدن اسلامی در این شهرها باقی مانده است.

الان شیعیان اسپانیا در چه وضعیتی هستند؟
اغلب مسلمانان اسپانیا را اهل تسنن تشکیل می‌دهند. شرایط برای شیعیان و به طور کلی برای مسلمان‌ها سخت است و روز به روز این سختی بیشتر می‌شود. تعداد شیعیان در کشور ما اندک است. اگر همه شیعیان از ملیت‌های مختلف را جمع کنیم می‌توانیم بگوییم روی هم چند هزار شیعه داریم. هرچند تأکید می‌کنم کسی آمار دقیق از شیعیان اسپانیا ندارد ولی خود من در شهر بارسلون شیعیان بسیاری دیده‌ام که اغلب آنها مهاجران پاکستانی هستند.
پس شهر بارسلون علاوه بر تیم و ورزشگاه مشهورش، مهد شیعیان اسپانیا هم است؟
بله اینطور است. البته در شهرهای دیگر مثل مادرید، مالاگا، کوردوبا، اندلس و… هم شیعیان زندگی می‌کنند.

شما به مناسبت حضور در جشنواره امام رضا(ع) به مشهد سفر کرده‌اید این شهر را چطور دیده‌اید؟
من همیشه برای دیدار و زیارت امام رضا(ع) مشهد می‌آیم. زیاد هم نمی‌توانم بمانم. معمولاً یک روزه می‌آیم و می‌روم. به‌خاطر همین شهر را آنقدرها نمی‌شناسم و هنوز فرصت نشده مشهد را بگردم. از مشهد فقط حرم رضوی را خوب نگاه کرده‌ام و می‌شناسم.

حرم رضوی چطور بود؟
وقتی چهار سال قبل برای اولین بار می‌خواستم مشهد بیایم درباره حرم هیچ چیزی نمی‌دانستم. راستش اصلاً نمی‌دانستم امام رضا(ع) کیست و چطور باید آن را زیارت کرد و زیارت چیست؟ بنابراین تشویق شدم مقالاتی را از اینترنت دانلود و ترجمه کنم.
احساسی که در حرم پیدا می‌کنم این است که من خودم طبیعتاً آدم سرد و خشکی هستم ولی نمی‌دانم چه حسی دارد آنجا که من اینطور می‌فهمم که زندگی فقط در آن حرم جریان دارد یعنی در حرم ما به معنای واقعی زندگی می‌کنیم ولی بیرون از آنجا فقط زنده هستیم. این حس متفاوت را همیشه در حرم رضوی تجربه می‌کنم.
یک بار که به حرم رفته بودم با اینکه بقیه هل می‌دادند و می‌خواستند زیارت کنند من مثل بچه‌های کوچک یک جا ایستاده بودم و داشتم گریه می‌کردم. فقط وقتی به حرم می‌آیم این حس را دارم و وقتی بیرون می‌آیم حتی در هتل این حس با من نیست چه برسد به اینکه بخواهم آن را در اسپانیا برای کسی بگویم. این حال واقعاً توصیف نشدنی است و هیچ کجای دنیا پیدا نمی‌شود.

وقتی درباره امام رضا(ع) جست‌و‌جو کردید به چه نکته‌های جالبی درباره ایشان رسیدید؟
به دو نکته مهم رسیدم یکی فلسفه و حکمت زیارت و دیگری متن زیارتنامه امام(ع). به یکسری از زیارتنامه‌ها به زبان عربی و اسپانیایی دست پیدا کردم و در اینترنت هم گذاشتم و بعد از آن هم خدا را شکر خیلی از بچه‌های اسپانیایی زبان هم می‌توانند از این زیارتنامه‌ها استفاده کنند. الان کتاب ترجمه خلاصه شده مفاتیح الجنان و کتاب دیگری هم درباره زندگینامه امام رضا(ع) به زبان اسپانیولی چاپ شده است.

چه فعالیتی درباره امام رضا(ع) داشتید؟
من حسینیه‌ای به نام امام رضا(ع) در شهر محل اقامتم دارم. کتابی درباره زندگینامه امام رضا(ع) تألیف کرده‌ام. چند مطلب و مقاله هم درباره امام، زیارتشان و فلسفه زیارت ترجمه کرده‌ام. الان هم مشغول تولید یک سی‌‌دی برای معرفی مشهد و حرم هستم.
چه شد که اسم حسینیه‌تان را به نام امام رضا(ع) گذاشتید؟
خود آقا یکی از صفت‌هایشان این است که غریب‌الغربا هستند. ما با اینکه اهل اسپانیا هستیم ولی مردم با نگاه غریبانه به ما نگاه می‌کنند و چون مسلمان هستیم می‌گویند از ما نیستید ما هم به همین دلیل اسم آقا را روی این حسینیه گذاشتیم. حتی مدتی این حسینیه بسته شد. مسلمانان اسپانیا نسبت به مسلمانان دیگر کشورها غریب‌ترند و همین غربت راز نامگذاری مسجد و حسینیه است.

این سفر چه تأثیری بر ذهن شما گذاشت؟
از اینجا که برگردم حتماً برای حضرت رضا(ع) به‌طور ویژه کار می‌کنم. حسینیه امام رضا(ع) جدی‌تر کار خواهد کرد. ان‌شاءالله کتاب زندگینامه امام رضا(ع) به صورت دیجیتال و به شکل زیبا در اختیار سایت‌ها قرار می‌گیرد. ورژن جدیدی از کتاب تخصصی زیارت (مخصوص زیارت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) و چند زیارتنامه دیگر) را مجدد چاپ خواهیم کرد. ما پیشنهاد داشتیم که فیلم‌هایی از حرم امام رضا(ع) را با یک پروژکتور در پارک‌ها نشان دهیم. مسیحی‌ها عاشق این نوع عبادت‌های خالصانه و پاک هستند و من یقین دارم صفا و صمیمیت حرم رضوی برای غیر‌مسلمان‌ها بسیار جذاب است.

آینده مسلمان‌ها را در اسپانیا چطور پیش‌بینی می‌کنید؟
سؤال پیچیده‌ و سختی است و نمی‌توانم دقیق جواب بدهم. وضعیت مسلمان‌ها در اسپانیا هر روز دارد سخت‌تر می‌شود. فعالیت‌های ضد‌اسلامی به اضافه اسلام‌هراسی مدرنی که از سوی امریکا صادر می‌شود و همینطور رشد تفکرات تکفیری، شرایط را سخت کرده است. نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی و تضمین کنیم که چه می‌شود و چه نمی‌شود اما تلاش خودمان را برای ترویج زبان گفت‌وگوی منطقی ادیان بر اساس سیره رضوی می‌کنیم. امروز ادیان با هم درگیر هستند و میز مناظره‌ای نیست.

یک سؤال هم درباره جشنواره امام رضا(ع) بپرسم که شما میهمان آن بودید. نظرتان درباره جشنواره چیست؟
من آدمی هستم که در همایش‌ها خیلی طاقت نمی‌آورم یعنی یک سوم برنامه را می‌نشینم ولی بیشتر از آن خسته‌ام می‌کند. اما برنامه اختتامیه برایم جذاب بود. حاشیه نداشت و نگاه بین‌المللی و نگاه اتحادی بر آن حاکم بود. ما به‌شدت در دنیای امروز به این نگاه‌ها نیازمندیم. من در کشورهای اسلامی دیگر این نوع نگاه را خیلی کم دیده‌ام ولی در ایران به برکت وجود امام رضا(ع) این امکان به وجود آمده است. حتی در سرودی که قومیت‌های مختلف ایرانی برای امام رضا(ع) اجرا کردند این نگاه کاملاً مشهود بود و این اتحاد از طریق هنر هم نشان داده شد. قومیت‌های مختلفی در ایران حضور دارند که لهجه‌های مختلف دارند ولی آن نگاه اتحادی بر فضای کشور ایران حاکم است.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: