جامعه شناس آمریکایی: کسانی که مسلمانان را به خاطر ظهور داعش مقصر می دانند برای کریستف کلمب بزرگداشت می گیرند

داعش در اقصا نقاط سوریه و عراق جنایت های دنباله داری علیه گروه های مسیحی از جمله آشوری ها و کلدانی ها صورت مرتکب می شود. در مارس ۲۰۱۵، نظامیان داعش بخش هایی از صومعه ی کهن «مار بهنام» را در نزدیکی شهر مسیحی «قرقوش» در نزدیکی موصل منفجر کردند. همچنین، در ژوئیه ۲۰۱۴، داعش یک کلیسای ۱۸۰۰ ساله را در موصل به آتش کشید. این اقدامات مصداق نسل کشی است.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) «کریگ کانسیدین» مدرس جامعه شناسی در دانشگاه «رایس» آمریکا و به مذهب کاتولیک است. او در یادداشتی که وبسایت «هافینگتون پست» منتشر کرده است به سوابق اقدامات «کریستف کلمب» و مقایسه آن با داعش پرداخته است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا در این یادداشت آمده است:

آموزگارانم در مقطع ابتدایی من را شستشوی مغزی دادند. شک ندارم که هیچگاه به چنین چیزی اقرار نمی کنند، ولی حقیقت دارد. به من آموختند که «کریستوف کلمب» جهانگرد کاتولیک ایتالیایی، یک «جهان جدید» را کشف کرد. به من (مثل میلیون ها کودک ساده لوح آمریکایی دیگر) آموختند که «کلمب» قهرمانی شجاع و پیگیر بود که پیشرفت و تمدن را برای مردمانی عقب مانده به ارمغان آورد. سالها بعد که پا به نوجوانی گذاشتم، دیدگاهم راجع به این مسائل با خواندن کتاب «دروغ هایی که آموزگارم به من گفت» نوشته «جیمز لوون» تغییر کرد، کتابی که روایتی صادقانه تر ورود «کلمب» به «کرانه های آمریکا» ارائه می کرد. از من می شنوید، خواندن این کتاب باید برای همه بچه مدرسه ای های آمریکا ضروری باشد.

حالا سی سال دارم، ولی مردم هنوز به دنبال شستشوی مغزی من هستند، اگرچه به دلایلی متفاوت از قبل. فاکس نیوز، سی ان ان، و دیگر خروجی های رسانه ای به من می گویند «داعش» در وحشی گری و به هم آمیختن دین و سیاست، منحصر به فرد است. اگرچه قطعا قبول دارم داعش افسارگسیخته و شریر است، به نظرم داعش از هیچ لحاظی منحصر به فرد نیست. در واقع، «کلمب» و دیگر ساکنان نخستین آمریکا به اندازه ی داعش در قتل عام مردمان بومی مرتکب جنایت شده اند.

«کلمب» که به نیابت از پادشاه کاتولیک اسپانیا از آن کشور عازم شده بود، جنگی همه جانبه علیه ساکنان بومی جزایر «کاراییب» فعلی به راه انداخت. این جزایر، آنطور که آموزگاران دوران ابتدایی به من می گفتند، «خالی از سکنه» نبود. یک تمدن تمام و کمال در آن جریان داشت. این سرزمین پر از منابع طبیعی، انسان های زیبا، و طیفی از فرهنگ های غنی بود. قبایل بومی که آنجا زندگی می کردند آداب و رسوم، ارزش های اجتماعی، ادیان، و نظام های حکمرانی خودشان را داشتند. هدف «کلمب» از پا گذاشتن به این سرزمین، آموختن این چیزها یا ایجاد فهم مشترک نبود. تمام آنچه به دنبالش بود غارتگری، تخریب، و فتح بود. به همین سادگی.

هدف «کلمب» سرراست بود: منابع طبیعی را به توبره بکشد و مردمان بومی را به آیین مسیحیت درآورد. «فردیناند» شاه و «ایزابلا» ملکه ی اسپانیا با اعطای حکمی برای توجیه قتل عام، از این اهداف حمایت کردند. این حکم، اعلان رسمی جنگ علیه گروهی از انسان ها بود که هیچ خطری متوجه آن لشکریان، اسپانیا، یا قاره ی مسیحی اروپا، نکرده بودند. مواد مندرج در آن سند، به مردمان بومی تصریح می کرد: کلیسای کاتولیک و پاپ را به عنوان رهبر جدید به رسمیت بشناسید. اگر قبایل بومی این شرط را نمی پذیرفتند، لشکریان «کلمب» در هر جا و به هر شکل که می توانستند، جنگ به راه می انداختند.

پادشاه اسپانیا به مسیحیان این اختیار را داده بود که به میل خود دست به اقدامی شنیع بزنند: مردمان بومی را اسیر کنند و به بردگی وادارند. خود «کلمب» از این جرایم ضد بشری حمایت می کرد. او در روزنوشت هایش اظهار می دارد: «باشد که به نام پدر و پسر و روح القدس، تمامی بردگان قابل فروش را عازم کنیم». «کلمب» (که متحد پادشاه اسپانیا بود) با استفاده از این ادبیات، عیسای مسیح و خدا را وسیله ای برای پوشش جنگ و زمین خواری کرد. آنها «جنگی مقدس» به راه انداختند. آموزگاران من در مدرسه هیچگاه چنین چیزی به من نگفتند.

«کلمب» نه تنها مردمان بومی را وادار می کرد غذا، طلا، پنبه، و دیگر انواع سرمایه را در اختیار او و سربازانش بگذارند، بلکه زنان بومی را به بردگی جنسی برای لشکریان «کلمب» وا می داشت. «کلمب» توجهی خاص به بردگان جنسی داشت، همانطور که در نامه ای به یکی از دوستانش نوشته است: «صدها اسپانیایی را به راحتی می توان در ازای یک زن یا یک زمین همراه کرد… دلال های فراوانی هستند که چشمشان به دنبال دختران است؛ هم اکنون خواهان ۹تا و ۱۰تا هستند».

دیگر اقدامات جنایتکارانه و هولناک کاتولیک های اسپانیایی شامل بریدن گوش، دستان، و بینی بومی هایی می شد که مرتکب کوچکترین خلاف ها می شدند. «لا کاساس» مترجم «روزنوشت»های کلمب، به ایجاز اظهار می دارد که هدف «کلمب» از ورود به «جهان نو» چیزی نبود مگر «غارتگری، کشتار، تباهی، و ویرانگری». به عبارت دیگر، هدف شکنجه و قتل عام بود.

ورود کاتولیک ها به جزایر کاراییب نتیجه ی دیگری هم داشت و آن تخریب ساختارهای اجتماعی و آیین های فرهنگی کهن بومیان بود. پیش از سررسیدن «کلمب»، نشست های محرمانه و مهم قبایل اغلب شامل زنان هم می شد، چرا که زنان نقش مهم تولید غذا را ایفا می کردند و در تصمیم گیری اهل تمییز بودند. با این حال، لشکریان «کلمب» زنان را از فرایندهای تصمیم سازی بیرون راندند و حکمرانی را به فرایندی تبدیل کردند که صرفا مردان می توانستند در آن مشارکت کنند. «کلمب» و یارانش دیگر هنجارهای اجتماعی بومیان را هم سرکوب کردند. بومیان خدایانی دیگر را می پرستیدند، که از نظر رهبران کاتولیک اسپانیا و ایتالیا شرک آمیز بود. شعار لشکریان «کلمب» این بود: «ایمان بیاور یا بمیر!»

داعش هم مثل «کلمب» و متحدانش به دنبال فتح سرزمین، کسب سود، و تغییر دین مردم است. داعش معتقد است فتوحاتش در سوریه و عراق به نام خدا توجیه شدنی است.

«کلمب» و لشکریانش جنگی مقدس علیه اصطلاحا «وحشی های بومی» به راه انداختند، و داعش یک جهاد تقلبی به منظور مقهور ساختن، به بردگی گرفتن، و کشتار کافران یا «مشرکان» غیر مسلمان به راه انداخته است. اعضای داعش می خواهند نامسلمانان (و حتی برخی گروه های مسلمان) را از نقشه خاورمیانه پاک کنند. به عبارت دقیق تر، داعش چیزی جز تسلط محض نمی خواهد. داعش برای اینکه نیتش را جامه عمل بپوشاند،‌ به اقدامات بی رحمانه ای همچون قطع سر، زنده سوزاندن افراد، تجاوز، و به بردگی گرفتن زنان متوسل می شود. عملا، همان اقداماتی که «کلمب» در قبال بومیان جزایر کاراییب مرتکب شد. اگرچه داعش ۵۰۰ سال پس از لشکر مسیحیان کاتولیک ظاهر شده است، گفتار و کردارش بسیار شبیه «کلمب» و سربازان اوست.

داعش اقدامات جنایتکارانه ای علیه گروه های متعدد از جمله ایزدی های ساکن سوریه و عراق مرتکب می شود. داعش مردان ایزدی را شکنجه می کند و می کشد، به زنان ایزدی تجاوز می کند، و برخی از آنان را به عنوان کنیز فروخته است. در دسامبر ۲۰۱۴، ۳۵۰۰ زن و دختر ایزدی به دست داعش افتادند، و بسیاری از این زنان و کودکان را به عنوان برده جنسی فروختند. این زنان و کودکان در معرض ضرب و شتم فیزیکی هستند و ممکن است به عنوان «هدایای جنسی موقت» به مردان داعشی فروخته شوند.

داعش در اقصا نقاط سوریه و عراق جنایت های دنباله داری علیه گروه های مسیحی از جمله آشوری ها و کلدانی ها صورت مرتکب می شود. در مارس ۲۰۱۵، نظامیان داعش بخش هایی از صومعه ی کهن «مار بهنام» را در نزدیکی شهر مسیحی «قرقوش» در نزدیکی موصل منفجر کردند. همچنین، در ژوئیه ۲۰۱۴، داعش یک کلیسای ۱۸۰۰ ساله را در موصل به آتش کشید. این اقدامات مصداق نسل کشی است.

مسیحیان در تکریت (زادگاه صدام حسین) هم از قهر داعش گریخته اند. در سپتامیر ۲۰۱۴، داعش کلیسایی برجا مانده از قرن ۷ را موسوم به «کلیسای سبز» منفجر کرد. جالب اینکه «صدام حسین» این کلیسا را در سال ۲۰۰۰ به خاطر شرایط نامناسبش بازسازی کرده بود. از جمعیت مسیحی موصل، که در زمان تجاوز آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ حدودا ۳۵هزار نفر بود، هم اکنون تقریبا چیزی باقی نمانده است.

منتقدانی که مدعی اند مسلمانان بیشتر از دیگران مستعد افراط گرایی دینی و خشونت هستند، سابقه ی سیاه «غرب» در نسل کشی را یا از یاد برده اند یا تعمدا نادیده می گیرند. بزرگداشت «کریستوف کلمب» و اختصاص یک روز به او، همچون بزرگداشت اقدامات جنایتکاران داعش با برگزاری «روز داعش» است.

شفقنا

منبع: Huffington Post / Craig Considine

 

کانال رسمی  سایت رهیافتگان در تلگرام https://telegram.me/rahyafte_com

 

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: